معرفت بنام خدا مشاوره نا اهل مرد نادانى درد چشم سخت گرفت و به جاى پزشک نزد دامپزشک رفت. دامپزشک همان دارویى را که براى درد چشم حیوانات تجویز مىکرد به چشم او کشید و او کور شد. او از دست دامپزشک شکایت کرد. دادگاه دو طرف دعوا را حاضر کرده و به محاکمه کشید. رأى نهایى دادگاه این شد که قاضى به دامپزشک گفت: برو هیچ تاوانى بر گردن تو نیست، اگر این کور خر نبود براى درمان چشم خود نزد دامپزشک نمىآمد. هدف از این حکایت آن است که هر کس مهمى را به شخص ناآزموده و غیر متخصص واگذارد، علاوه بر این که پشیمان خواهد شد، در نزد خردمندان به عنوان کم خرد و سبکسر خوانده خواهد شد.
موضوع مطلب : منوی اصلی آخرین مطالب آرشیو وبلاگ آمار وبلاگ بازدید امروز: 40
بازدید دیروز: 109
کل بازدیدها: 293728
|
||