معرفت هو
شیرینی ابتلاء برای اولیای الهی
عبدالامیر اردستانی یکی از سنتهای الهی سنت امتحان است که در آیات قرآنی به آن اشاره شده است. براساس آموزههای قرآنی سنت امتحان از راههای گوناگونی انجام میشود که شامل نعمت و نقمت و مصیبت است. در این میان آزمون الهی از طریق مصیبت و بلا امری است که پیامبران و اولیای الهی بسیار بدان آزموده شدهاند. این آزمونها از نظر کمیت و کیفیت با آزمونهای مردم عادی بسیار متفاوت است، برای پیامبران و اولیای الهی در عین تلخی ظاهری، بسیار شیرین است؛ چرا که سربلند بیرون آمدن از این آزمونها موجب افزایش تقرب بیشتر آنان میشود. از این رو به این مصیبتها همانند داروی تلخ مینگرند و با لذت و شیرینی تمام آن را به جان و دل میخرند . نویسنده در مطلب پیش رو کوشیده تا تحلیل قرآنی را از این مسئله ارائه دهد و جایگاه مصیبت و بلا را در آزمونهای الهی برای اولیای الهی تبیین کند.
آزمون مصیبت ویژه اولیای الهی خداوند در آیاتی از جمله آیات 2 و 3 سوره عنکبوت از سنت ابتلاء و امتحان سخن به میان آورده و فرموده است: احسب الناس ان یترکوا ان یقولوا امنا و هم لایفتنون و لقد فتنا الذین من قبلهم فلیعلمن الله الذین صدقوا ولیعلمن الکاذبین؛ آیا مردم گمان کردهاند وقتی بگویند ایمان آوردهایم رها میشوند و اینان آزموده به فتنه نمیشوند در حالی که ما کسانی که پیش از ایشان بوده آزمودهایم تا کسانی که راستی میورزند از دروغگویان باز شناخته شوند. خداوند در این آیه با واژه فتنه و در آیات 31 سوره محمد(ص) و 30 سوره مومنون با واژه ابتلاء از این سنت الهی نسبت به انسانها سخن به میان آورده است. آیات بسیاری در قرآن از همگانی بودن سنت امتحان سخن گفته است. (مائده، آیه 71؛ توبه، آیه 16؛ کهف، آیه 7؛ انبیاء، آیه 35؛ انسان، آیه 2) از نظر قرآن، سنت امتحان یکی از اهداف و فلسفههای الهی در راستای استقرار انسان در زمین بوده است. (یونس، آیه 14) از آیه 7 سوره هود و آیه 2 سوره انسان به دست میآید که اصولا یکی از اهداف مهم و اساسی آفرینش انسان همین امتحان و آزمون است تا انسان بتواند در یک حرکت جوهری کمالی به جایی برسد که شایسته آن است. از ویژگیهای امتحانهای الهی این است که از نظر کمیت و کیفیت بسیار متعدد و متنوع بوده و خداوند به شیوههای گوناگون و در همه زمانهای زندگی در دنیا انسانها را به انواع و اقسام آزمونها میآزماید. (بقره، آیه 155) از این رو، آزمونها شامل نعمت (جن، آیات 16 و 17) و مصیبت (بقره، آیه 155) میشود. بر همین اساس، زیباییها و آرایههای مادی دنیا خود آزمونی بزرگ برای بشر شده است. (کهف، آیه 7) چنانکه از دیگر شیوههای الهی در آزمون میتوان به دادن نعمت و سلب آن اشاره کرد که خود آزمونی سخت است. (زمر، آیه 49؛ فجر، آیات 15 و 16) ازنظر قرآن حتی خلقت مرگ و زندگی در کنار هم، خود یکی از مهم ترین آزمونهای الهی است که بشر بدان آزموده میشود (ملک، آیه2)، چنانکه آزمون انسانها با یکدیگر از شیوههایی است که خداوند در آزمونهای خود به کار میگیرد. (انعام، آیه53؛ فرقان، آیه20؛ محمد، آیه4) در آموزههای قرآنی بیان شده که براساس سنت الهی، امتحانها با اشکالی بسیار متفاوت و در همهجا و همهگونه انجام میگیرد. (بقره، آیات 124 و 155؛ طه، آیه40) از اینرو، گاه به خوشی و گاه به ناخوشی (اعراف، آیه168)، گاه با نعمت و گاه با نقمت (فجر، آیات15 و 16)، گاه باشریعت (مائده، آیه48) و گاه با پیامبران و کتب الهی متنوع و متعدد (حدید، آیه25)، گاه به افزایش ثروت و نعمت و گاه به کاهش آن و ایجاد فقر، گاه به سلامت و گاه به بیماری و نقص در جسم و جان و فرزند و باغ و میوه و مانند آن (بقره، آیه155) همچنین گاه به آسایش و آرامش و گاه دیگر به سختی و مصیبت (اعراف، آیه168) همیشه و هرجا و هر زمان انجام میگیرد. همانگونه که خداوند حضرت آدم(ع) و همسرش را با میوه درخت ممنوع آزمود (بقره، آیه35؛ اعراف، آیه19)، همه مردمان بویژه مسلمانان را پس از اسلام نیز با درخت ملعون سفیانی و اموی میآزماید تا معلوم شود چه کسی به سمت شجره طیب محمدی (ابراهیم، آیه24) یا به سمت شجره خبیث و ناپاک اموی (ابراهیم، آیه26) گرایش پیدا میکند. این فتنه و آزمون الهی است که مردم پس از اسلام بدان دچار خواهند شد تا هرکسی براساس قانون پاک با پاک و ناپاک با ناپاک (نور، آیه26) نشان دهند که به درخت پاک و طیب اهل بیت محمد(ص) گرایش مییابند یا به سمت درخت ملعون و خبیث اموی و سفیانی میروند. (اسراء، آیه60) در این میان کسانی که ادعای بزرگ تری دارند و خود را نزدیکتر به حق مییابند، با آزمونهای سختتر و بیشتری مواجه میشوند. اگر گروهی از آزمونی بزرگ سربلند درآمدند باید همیشه مواظب باشند که پس از آن آزمونی سختتر و بزرگتر در راه خواهد بود. (بقره، آیه49؛ اعراف، آیه141؛ ابراهیم، آیه6) هیچکس نباید گمان کند که از آزمون الهی رهایی یافته و از آن مصونیت دارد؛ زیرا توهم چنین خیال و گمانی خود بزرگترین آزمونی است که بسیاری را به غفلت دچار کرده و موجبات شکست ایشان را فراهم آورده است. (مائده، آیات70 و 71) وقتی انسان از آزمونی سخت سربلند بیرون آمد، باید آماده آزمونی سختتر و بزرگتر باشد؛ چرا که تا انسان در دنیاست گرفتار آزمونهای متعدد و متنوع الهی است و تنها با مرگ است که از آزمون الهی میرهد. پس همه مردم میبایست همواره پس از هر آزمونی منتظر آزمونی دیگر و بزرگتر و بیشتر باشند، چنان که بنی اسرائیل از آزمونهای سخت و شکنجهها و کشتارهای فرعونیان رستند که خداوند خود آن را بلای عظیم تعبیر میکند، (بقره، آیه49؛ اعراف، آیه141؛ ابراهیم، آیه6) ولی اینان پس از رهایی از همین بلای بزرگ به آزمون سختتر و بزرگتر آزموده شدند ولی نتوانستند سربلند از آن بیرون آیند، زیرا وقتی سامری آنان را به گوسالهپرستی دعوت کرد خدا را کنار گذاشته و به گوسالهپرستی دچار شدند. (طه، آیات85 تا 91) آزمونهای بزرگ برای اولیای الهی خداوند در آیه 94 سوره مائده روشن میسازد که برای امتحان گاهی اوقات کاری میکند که ابزارهای گناه در دسترس باشد. از این رو با دسترس قراردادن صید برای حاجیان آنان را به این آزمون وسوسهانگیز میآزماید. همچنین اصحاب سبت را از طریق همین شیوه آزمود. به این معنا که روزهای شنبه که صیدماهی بر ایشان حرام بود، ماهی بسیاری میآمد که در دسترس آنها بود ولی در روزهای دیگر ماهی کم میشد. اینگونه خداوند آنان را آزمود و ایشان در این آزمون شکست خوردند و به غضب الهی مسخ و بوزینه شدند. (اعراف، آیه 163 تا 165) بلعم باعورا (اعراف، آیه 176) و سامری (طه، آیه 96) نیز که در مقامات عرفانی و بصیرتی، به درجاتی بس بالا رسیده بودند، در آزمون الهی شکست خوردند؛ پس خداوند یکی را به سگ تشبیه کرد و آن دیگری راگرفتار فرار از مردم ساخت. در آیات قرآنی داستانهای بسیاری از آزمونهای سخت پیامبران مطرح شده است؛ چنان که آزمون فراق فرزند برای یعقوب (یوسف، آیات 18 و 83)، بیماری و مصیبت زن و فرزند برای ایوب (ص، آیات 41 تا 43)، حضرت سلیمان(ع) به فتنه تخت بلقیس و حضور آن (نمل، آیه 40) و افکنده شدن جسدی بر تخت (ص، آیه 34)، حضرت نوح (ع) به انواع مشکلات و بلایا (مومنون، آیات 23 و 30)، حضرت موسی (ع) به کشتن قبطی (طه، آیه 40)، سپاه طالوت به آزمون آب (بقره، آیه 249) و مانند آن از جمله این آزمونهاست که در آیات قرآنی بیان شده است.
کراهت بلا در وهم و خیال و محبوبیت عقلانی آن براساس آموزههای قرآنی در نظام دنیا چیزی که برخلاف استعدادها و خواستههای درونی انسان باشد تنظیم نشده است. لذا خداوند فرموده است: لانکلف نفسا الا وسعها؛ ما به نفس انسان تکلیف بیش از وسع و توانش نکردهایم (بقره، آیه 233؛ انعام، آیه 152 و آیات دیگر)؛ یعنی ما هیچکس را بطور فردی یا جمعی بیش از مقدار استطاعتش تکلیف نمیکنیم. خداوند به انسان غرایز جنسی و غیرجنسی داده است که باید تامین شود؛ زیرا این غرایز برای بود و هست انسان در زندگی لازم است و جزو لوازم زندگی دنیوی انسان بلکه گاه جزو ماهیت انسانی محسوب میشود. خداوند همان طوری که این غرایز را داده برای تأمین آنها نیز راههای حلال فراوانی بیان کرده است. خداوند هرگز دستور نداده که غریزهای را تعطیل کنند یا بر آن چیزی را تحمیل کنند. از این رو در آیات قرآنی از رهبانیتی که به معنای سرکوب غرایز است سخنی به میان نمیآورد و آن را از اختراعات مسیحیان و مانند آن میداند (حدید، آیه 27) که در اسلام مجوزی برای چنین رفتاری صادر نشده و حتی پیامبر(ص) بصراحت فرموده است: لارهبانیه فی الاسلام. آن چه خداوند از انسان میخواهد، مدیریت عقلانی دو قوه اساسی شهوت و غضب است تا سرکشی و طغیان نکند؛ زیرا حضور در محیط مساعد زمینی و وجود هواهای نفسانی و وسوسههای بیرونی، احتمال سرکشی و فجور را در نفس زیاد میکند و این عقل است که میتواند کمک کند تا در حالت اعتدال فطری باقی بماند. البته در حالت اضطرار و ضرورت هیچ تکلیفی نیست و آثار و تبعات آن را همان خداوندی که تاثیر برای اشیاء جعل میکند همان را برمیدارد؛ چنان که از آتش برداشته و بر ابراهیم سرد و سلامت داشته است. انسان موجودی است که به سبب ترکیب خاک و روح الهی در کمال فعالیت و انفعال است. مسیر طولانی که باید از خاک تا خدا در پیش گیرد از گردنههای بسیاری چون زندگی گیاهی، حیوانی، ملکی و مانند آن میگذرد. انسان اگر بخواهد از زندگی گیاهی بالاتر رود میبایست از آزمونهای سختی بگذرد تا زندگی حیوانی را تجربه کند و آن را از قوه به فعل درآورد. زندگی حیوانی برتر از زندگی گیاهی برخوردار از احساس وعواطف مانند عواطف پدری و مادری است. انسان برای اینکه بتواند از زندگی گیاهی به حیوانی برسد و از آنجا به زندگی ملکی برود باید تغذیه جسم و جان سالمی داشته باشد. اینجاست که ممکن است آزمونهای سختتری پیش آید که در زندگی گیاهی و در سالیان نخست معنا و مفهوم ندارد. وقتی انسان بالاتر آمد و به مرحله بلوغ رسید، انواع عواطف و احساسات در او رشد میکند که مربوط به زندگی حیوانی است. از آنجا به بعد باید تلاش کند تا روح و جان خویش را نیز پرورش دهد و تنها به جسم نپردازد تا زندگی ملکی یابد. در این مرحله انسان هر چند که به ظاهر نوعی حیوان است ولی میخواهد متاله شود و نوع عواطف و احساسات او دیگر شبیه عواطف و احساسات حیوانی نیست. به عنوان نمونه عواطف و احساسات نسبت به همسر و فرزند و پدر و مادر متفاوت از احساسات حیوانی است. اینجاست که مودت، رحمت و مانند آن جایگزین میشود و روابط خانوادگی خاصی شکل میگیرد که در حیوان نمیتوان آن را سراغ گرفت. اینجا نیز آزمونهای سختتر و متعددتری پیش میآید تا روح و روان آدمی قدرت و قوت بیشتری بگیرد و بتواند از واهمه به عاقله برسد.البته انسان هرچه بالاتر می رود دیگر این قوه عاقله به تنهایی نمیتواند راهنمای او باشد؛ زیرا مراحل سختتر و دشوارتر است و انسان میبایست کسی را داشته باشد که میان خوبها، خوبترها را به او نشان دهد. در چنین شرایطی وحی به مدد انسان میآید تا احسن را میان حسنات نشان دهد (اعراف، آیه 145) از همین رو پیامبر (ص) میفرماید: انما بعثت لاتمم مکارم الاخلاق، من برای اتمام بزرگواریها و مکارم اخلاقی برانگیخته شدهام. به این معنا که میان حسنات بهترین آنها که همان مکارم اخلاقی است را نشان دهم.
پیچیده شدن بهشت به تلخیها از نظر مردم در اینجا کار انسانهای معمولی، سخت و سختتر میشود؛ زیرا هر چه بالاتر میآیند میبایست آزمونهای سختتر و شدیدتری را انجام دهند؛ ولی از آن جایی که عقل تمام و کاملی به دست نیاورده و هنوز گرفتار عقل ناتمام هستند که با اوهام و خیالات آمیخته است، این آزمونهای سخت را تلخ و مکروه مییابند از این رو برای مردم معمولی بهشت رفتن همراه با پذیرش آزمونهای تلخ است: حفت الجنه بالمکاره و حفت النار بالشهوات؛ بهشت به تلخیها و دوزخ به شهوت و لذت پیچیده شده است. انسانهای معمولی و متوسط در طریقت رنگ خدایی گرفتن (بقره، آیه 138) و خدایی و ربانی شدن (آلعمران، آیه 79) آزمونهای الهی که برای فعلیتیابی استعدادها و افزایش ظرفیتها انجام میشود را (آلعمران، آیه 143؛ محمد، آیه 31؛ آلعمران، آیه 154؛ مائده، آیه 94 و آیات دیگر) تلخ و مکروه میشمرند. در حالی که میبینند گنان کردن آسان است و حتی وسایل آن نیز آماده و فراهم بوده و برای نفس انسانی شیرین و لذتآفرین است. (مائده، آیه 94؛ اعراف، آیه 163 تا 165) همین جاذبههای کاذب و دروغین دوزخ است که بسیاری به سمت و سوی آن کشیده میشوند؛ اما تلخی آزمونهای بهشت بگونهای است که گویی انسان دوزخ را در همین دنیا برای خودش ساخته است. بسیاری از مردم میگویند چرا خودتان را محدود میسازید و از لذتهای جنسی و شهوانی، خود را محروم میکنید؟ زیرا جاذبههای دوزخی دنیا موجب می شود که وهم و خیال این شیرینی شهوت کاذب را برای آدمی دایمی و خوب جلوه دهد. لذا گفته شده بهشت از دوزخ میگذرد که همین دوزخ شهوات دنیوی کاذب است. (مریم، آیه 71) اما وقتی به عقل کامل به دور از وهم و خیال، مراجعه میشود، دیده میشود که عقل، همین سختیها را روح و ریحان میبیند و آن تلخها را شیرینتر از عسل میداند؛ چنان که یاران حضرت امام حسین(ع) در روز عاشورا درباره سختیهای عطش و رنج و مرگ میگفتند: الموت احلی من العسل؛ آزمون مرگ برای ما شیرینتر از عسل است؛ زیرا اینان با عقلی به جهان مینگرند که همان عقل عملی است و درباره آن گفته شده است: «ما عبد به الرحمن و اکتسب به الجنان؛ عقل آن است که با آن خداوند بندگی و بهشت کسب میشود.» عقل نظری و وهمانی انسان ممکن است مرگ و رنج و درد آزمونهای الهی را ناخوشایند بداند، اما عقل عملی خدایی انسان، آن را ممدوح و محمود و شیرین و خوشایند می یابد؛ زیرا آن را در مسیر کمالی خود میداند. از این رو، همان داروی تلخ وهمانی را «حبالله و قربه الی الله و لوجه الله» به شیرینی عسل عقلانی میچشد و مینوشد؛ چنان که خداوند در سوره انسان بیان میکند که اهل بیت عصمت و طهارت(ع) در آزمونهای سه شبانهروزی خود، با آن که نیازمند غذا بودند، برای رضایت خداوندی، افطاری خود را به فقیر و مسکین و اسیر میدهند. از نظر قرآن انسان اگر بتواند انگیزه اعمال خود را اصلاح کند و از دریچه عقل عملی به مسایل بنگرد، تلخها شیرین میشود و همانند حضرت ابراهیم(ع) و رسولالله(ص) و دیگران در مقام صبر جمیل، آن را به شیرینی عسل و بلکه گواراتر مینوشد. انسانها تا رسیدن به این مقام میبایست آزمونهای سخت و دشواری را بپیمایند تا این مفاهیم در جان و دل ایشان نقش ببندد و علم حصولی شان به علم شهودی تبدیل شود. از آنچه گذشت معلوم شد که چرا آزمونهای الهی برای اولیای الهی شیرینتر از عسل است؛ زیرا آنها آزمونهای سخت و شدیدی چون مصیبتها و بلایا را آزمون عقل عملی و نفس خود میدانند که بدان وسیله میتوان در مقام عمل، اراده خود را بسازند و پر پرواز به دست آورند و در مقام عزم ارادی، خودی نشان دهند و از دام وهم و خیال برهند و به آسمان عقلانیت الهی بپرند. شکست در هر آزمونی هر چند که تلخ است ولی اگر انسان امیدوار باشد، خود دریچهای برای کسب عبرت و معرفت برای پیروزی و گذر از موانع است. انسانها در آزمونهای عملی سخت است که عزم و ارادهشان در حوزه ایمان به نمایش درمیآید و معلوم میشود که تا چه اندازه عزم ایمانی برای متاله شدن را در خود تقویت کردهاند. موضوع مطلب : منوی اصلی آخرین مطالب آرشیو وبلاگ آمار وبلاگ بازدید امروز: 181
بازدید دیروز: 193
کل بازدیدها: 294185
|
||