برای دانلود کلیک کنید برای دانلود کلیک کنید شهریور 92 - معرفت
سفارش تبلیغ
صبا ویژن
 
معرفت
سه شنبه 92 شهریور 19 :: 10:50 صبح ::  نویسنده :

بنام خدا

شاخصه های مدیر اسلامی

1- تقوا:
مهم ترین شاخصه مدیر شایسته، رعایت تقوا می‌باشد. تقوای الهی به جهت جامعیت و سیری که در آن وجود دارد، نیازهای مادی و معنوی انسان را در تمام مراحل مختلف زندگی در برگرفته و تنها عامل و بهترین وسیله برای رسیدن به کمال و سعادت در دنیا و آخرت خواهد بود، لذاست که توصیه به تقوای الهی سرلوحه برنامه و دستورات تمام انبیاء و اولیاء الهی بوده است. تقوا در لغت از وقایه و به معنی « نگهداری» است و از نظر اصطلاحی، استاد شهید مرتضی مطهری آن را به دو نوع عام وخاص بیان داشته‌اند: تقوایی که به معنای عام کلمه است و این لازمه زندگی هر فردی است که می‌خواهد انسان باشد و تحت فرمان عقل زندگی ‌کند و از اصول معین پیروی نماید. و تقوای دینی و الهی‌(خاص) یعنی اینکه انسان خود را از آنچه از نظر دین و اصولی که دین در زندگی ‌معین کرده و خطا،گناه، پلیدی ‌و زشتی شناخته شده، حفظ و صیانت کند و مرتکب آنها نشود.
حضرت امیرالمؤمنین علی(ع) می‌فرمایند: «همانا تقوا در این دنیا برای تو پناهگاه و بعد از مرگ سعادت است».
2- شرح صدر :
یکی دیگر از شاخصه های مهم که مدیر باید واجد آن باشد، شرح صدر یا سعه صدر است. شرح صدر در یک جمله عبارت است از ظرفیت فکری و روحی. به عبارت دیگر گنجایش انسان برای ادراکات و احساساتی که بر او وارد می‌گردد را شرح صدر گویند و در مقابل آن ضیق صدر است که به معنای کم ظرفیتی و عدم گنجایش لازم نسبت به واردات فکری و روحی است. ‌
خداوند متعال در قرآن کریم می‌فرماید: « قال رب اشرح لی صدری»
گفت: «پروردگارا سینه‌ام را برایم باز کن».
همچنین می‌فرماید: « الم نشرح لک صدرک»
« آیا ما برای تو سینه‌ات را نگستردیم؟».
امیر المومنین امام علی(ع) می‌فرماید: « ای کمیل این دلها ظرفهایی هستند و بهترین آنها دلی است که ظرفیت و گنجایش آن بیشتر باشد».
مدیر شایسته نیازمند صفات و ویژگی هایی است که منشأ اکثر آنها شرح صدر است. لازم به ذکر است که شرح صدر در اثر تقوا در انسان بوجود می‌آید.
3- بصیرت :
مدیر برای این که بتواند در هر موقعیت، نقش مقتضی را ایفا نماید، نیازمند روشن یبنی و بصیرت است. بینش مدیریت احساس ویژه‌ای است که شکوفایی آن، انسان را به انجام کار از طریق دیگران قادر می‌سازد و او را دارای هنر مدیریت می‌نماید. قرآن کریم تصریح می‌کند که انسان در نتیجه ایمان و تقوا می‌تواند به نورانیت و بینش‍ی برسد که حرکت اجتماعی او را تصحیح نماید:
«یاایها الذین امنوا اتقوالله و امنوا برسوله یؤتکم کفلین من رحمته ویجعل لکم نوراً تمشون به»
« ای کسانی که ایمان آورده اید، تقوای‌الهی‌پیشه کنید و به فرستاده او ایمان بیاورید تا خداوند دو بهره از رحمت خود به شما عنایت کند و برای شما نوری قرار دهد که در پرتو آن حرکت کنید».
4- بینش سیاسی:
یکی از آثار شرح صدر به دست آوردن بینش سیاسی است. سیاست در لغت به معنای تدبیر مصلحت و دور اندیشی است و در اصطلاح می‌توان گفت: سیاست، تدبیر امور جامعه برای رسیدن به کمال است.
با عنایت به آنچه درتعریف سیاست مطرح شد، نیازی به توضیح نیست که سیاست از لوازم اجتناب ناپذیر مدیریت است و تنها کسی می‌تواند از عهده اداره گروه، سازمان و حکومت برآید که بینش سیاسی‌ داشته باشد. هر چه تشکیلات اداری گسترده‌تر باشد، مشکلات آن بیشتر و نیاز به تدبیر و سیاست افزون‌تر خواهد بود. سعدی می گوید: مال بی تجارت و علم بی‌بحث و ملک بی‌سیاست نپاید.
حضرت علی (ع) می فرماید: «آفتی که زعماء و متصدیان رهبری را تهدید می‌کند، ضعف بینش سیاسی است»
5- حسن خلق :
یکی دیگر از ویژگی های‌ ضروری برای ‌مدیر، حسن خلق می‌باشد. حسن خلقی که در رابطه با مدیریت مورد عنایت قرار گرفته عبارت است از «خوش برخورد بودن». شخصی‌از امام صادق (ع) خواست تا حسن خلق را برایش تعریف کند. امام فرمود:
«با مردم با فروتنی برخورد کنی‌، سخنت عطرآگین باشد و با برادر دینی خود با چهره باز و بشّاش ملاقات نمایی»
برای موفقیت در مدیریت، باید برای‌افراد تحت مدیریت خود جاذبه داشت و جاذبه داشتن یعنی خوش برخورد بودن. البته خوش برخوردی ‌منافاتی با قاطعیت ندارد لذا مدیر در عین خوش خلقی‌باید از قاطعیت نیز برخوردار باشد. .
6- رفق و مدارا :
این خصوصیت مدیر را قادر می‌سازد که در شرایط مختلف انعطاف پذیری لازم را داشته باشد و افرادی را که سلیقه‌های‌ گوناگون و افکار و احساست متضاد دارند، در جهتی‌که خود می‌خواهد هدایت کند و به کارگیرد.
امیرالمومنین(ع) می‌فرمایند: «سَر سیاست به کار گرفتن رفق است».
و امام صادق (ع) می‌فرمایند: «کسی که سیاست، رفق و مدارا را در امور به کارگیرد، هر چه از مردم بخواهد به آن نائل می‌آید» .
در قرآن کریم نیز به این نکته اشاره شده و خطاب به رسول اکرم(ص) می‌فرماید: «فبما رحمةٍ من الله کنت لهم و لو کنت فظاً غلیظ القلب لانفضّوا من حولک»
«به واسطه رحمت الهی‌ با آنها نرم و مهربان شدی، و اگر خشن وسخت دل بودی ‌از اطراف تو پراکنده می‌شدند».
7- قاطعیت :
قاطعیت از ریشه قطع، به معنای برش داشتن است. مدیرشایسته کسی است که در اداره سازمان و افراد تحت مدیریت خود، کمتر دچار حیرت، تردید وضعف تصمیم گیری‌ می‌شود و با قاطعیت تمام، موانع پیشرفت کار را از سر راه برمی‌دارد وگره‌های کور را می‌گشاید.
امام علی(ع) در نامه خود به مالک اشتر هنگامی که او را به حکومت مصر منصوب کرد، توصیه می‌کند که برای ‌قضاوت افرادی را برگزیند که ویژگی های لازم را دارا باشند و یکی‌ از این ویژگی‌ها، قاطعیت است. متن کلام امام علیه السلام این است:
«و قاطع ترین آن ها هنگامی که حکم معلوم شد...» .
8- انتقادپذیری:
از نظر اسلام، مدیر باید به همکاران و افراد تحت مدیریت خود اجازه انتقاد بدهد و آن ها را با دقت، انصاف و حوصله ملاحظه و مطالعه کند و در صورت وارد بودن انتقاد، به اشتباه خود اعتراف و حرکت خود را تصحیح نماید. امام علی(ع) درخطبه‌ای روحیه انتقادی‌ و انتقاد پذیری را تقویت نموده و همگان را برای انتقادات سازنده تشویق می‌فرماید. ایشان دراین خطبه مدیران جامعه را بی‌نیاز از انتقادات ندیده و می‌فرمایند:
«مدیران باید چنان روحیه تهذیب نفس داشته باشند که با رویی گشاده، آمادگی پذیرش سخن حق را در خود ایجاد کنند، و خداوند شنیدن سخن حق را که سنگین است، بر کسانی‌که به روز قیامت ایمان دارند، سبک می‌گرداند».
9- تغافل :
یکی دیگر از خصلت های لازم و ضروری برای مدیر، تغافل است. تغافل از ریشه غفلت است ولی در معنا با غفلت تفاوت دارد. غفلت ضد آگاهی و به معنای‌ غافل و ناآگاه بودن است ولی تغافل به معنای خود را ناآگاه نشان دادن و تظاهر به غفلت و ناآگاهی است. از دیدگاه امیرالمومنین(ع) تغافل یکی از شریف ترین مکارم اخلاقی ویکی از خصوصیات مردم کریم و نشانه بزرگواری است. کلام امام این است:
«شریف ترین صفات شخص بزرگوار، تظاهر او به غفلت از چیزی است که می‌داند».
با عنایت به اینکه تغافل محصول شناخت رویدادها و قدرت اراده است، می‌تواند دو نقش اساسی در مدیریت ایفا نماید:
1- جرأت برخورد با مشکلات
2- سالم سازی فضای برخوردها
و تنها انسان های با ظرفیت هستند که در مواقع ضروری می‌توانند تغافل کنند و آنچه را که می‌دانند نادیده انگارند، آن ها که دارای شرح صدر بوده و ظرفیت فکری و روحی ایشان گسترش یافته و گرنه تغافل برای ‌کسی که بهره‌ای از شرح صدر ندارد بی‌مفهوم است.
10- علم وآگاهی و تخصص :
از ویژگی‌های مدیر که شرط موفقیت او نیز محسوب می‌شود، داشتن علم، تخصص و مهارت در کار مربوطه است. کسانی که دارای دانش، اطلاعات و تجربیات بیشتری باشند، بهتر می‌توانند در بین نیروها مورد پذیرش واقع شوند. خداوند متعال در گزینش طالوت ودر پاسخ ایرادات قوم بنی‌اسرائیل به این انتصاب، دو ویژگی برجسته او را یادآور شده است:
«...انّ الله اصطفیه علیکم و زِاده بسطه فی العلم والجسم...»
«خداوند او را برای شما برگزید و به او توانایی (قدرت) و دانش (تخصص) لازم را بخشید» از این آیه استفاده می‌شود که «کار را باید به کاردان سپرد».
11- شناخت هدف وایمان به آن :
یکی از مهم ترین ویژگی ها و معیارها برای ‌موفقیت یک مدیر، شناخت ‌هدف و ایمان به آن است. وقتی‌هدف روشن، قابل دسترس و واقع بینانه باشد، علاقه و نیل به آن چند برابر می‌شود و در این صورت مدیر شدیداً به تحقق آن هدف علاقه‌مند شده و برای پیشبرد آن نهایت تلاش را خواهد کرد. خداوند متعال به پیامبر گرامی اسلام(ص) می‌فرماید:
«قل هذه سبیلی ادعوا الی الله علی بصیره انا و من اتبعنی»
«بگو این راه من است از سر بینایی به سوی خداوند متعال فرا می‌خوانم، من و هر که مرا پیروی کرده است».
12- دور اندیشی:
ویژگی دیگری که مدیر باید آن را دارا باشد، دور اندیشی و آینده نگری است. امام علی‌(ع) می فرمایند:
«دور اندیشی را پیشه خود ساز و از علم و دانش جدا مشو، که سرانجام کار تو ستوده خواهد بود».
امام صادق(ع) می‌فرمایند: «هر کاری‌که برتو عرضه می‌شود در باره آ‌ن بیندیش که آغاز و پایان آن را به دست آوری پیش از آنکه در پشیمانی فرو روی».
13-امانت داری‌:
از جمله شاخصه‌های یک مدیر امانت‌داری است. بدین معنا که مدیر حافظ اموال عمومی، دارائی ها، سرمایه‌ها، وسائل، ابزارآلات و تمام متعلقات سازمان است. همچنین حافظ اسرار و پوشاننده برخی عیوب. خداوند متعال درقرآن کریم این ویژگی را تأکید نموده و می‌فرماید:
« قال انک الیوم لدینا مکین امین»
« امروز تو نزد ما دارای جایگاه مخصوص و مقام رفیع امانت داری هستی».
14-صداقت وراستگویی:
از جمله ویژگی‌های لازم برای یک مدیر، صداقت و راستگویی است. زیرا اعتماد و صمیمیت متقابل بین مدیر و زیردستان با صداقت و راستگویی به دست می آید و موفقیت مدیر بستگی به جو اطمینان و ایجاد انگیزه کار در سازمان دارد. گاهی‌ یک سخن یا عمل دور از صداقت، برای تخریب اذهان کارکنان واز بین رفتن همبستگی و صمیمیت کافی خواهد بود. خداوند اهل ایمان را به همراهی با راستگویان امر می‌کند و می‌فرماید:
« یا ایها الذین امنوا اتقوالله وکونوا مع الصادقین»
«ای اهل ایمان خداترس و پرهیزگار بوده و با راستگویان باشید».
15- حسن سابقه :
از جمله معیارهای برجسته مدیر، حسن سابقه ای است که در طول زندگی به همراه دارد. یک مدیر موفق به حسن سابقه نیازمند است تا افراد زیردست به او اعتماد کامل داشته و او را در نیل به اهداف پشتیبانی نمایند. امام علی(ع) با تأکید برحسن سابقه خطاب به مالک اشتر می‌فرمایند:
« بدترین وزیران تو کسانی هستند که پیش از تو وزیر تبهکاران بوده‌اند، یعنی آنان که شریک گناه پیشینیان بوده‌اند. از این جهت شایسته نیست که چنین افرادی رازدارتو باشند، در حالی‌که تو می‌توانی برای‌خود جانشین خوبی‌پیدانمایی و بار گناهان آنها رابه دوش نکشی».
16- تجربه :
تجربه مفید و آزمودگی بدون تردید یکی از شاخصه‌های مهم مدیریت است. تجارب گذشته، مهارت علمی و در معرض عمل به تئوری ها بودن، نقش اساسی در موفقیت‌های مدیر خواهد داشت و می‌تواند چراغ روشنی فرا راه او باشد. از دیدگاه مکتب اسلام نیز تجربه عملی از امتیازات محسوب می‌شود. حضرت علی‌(ع) می‌فرمایند:
«مدیران را از افراد باتجربه‌تر و باعفت‌تر و پاکدامن‌تر برگزین» و نیز می‌فرمایند: «تجربه کم باعث می‌شود انسان فریب بخورد و تجربه زیاد لغزش‌ها را کم می‌کند».
17- عدالت و انصاف:
از جمله معیارهای مهم مدیر، عدالت و انصاف در میان زیردستان است. مجموعه‌ای که مدیر در رأس آن است باید براساس توازن و انصاف اداره شود و هرکس به حق خود برسد. در حالیکه ظلم و تبعیض پایه های آن را تهدید می‌کند. قرآن کریم به عدالت بسیار ارزش داده ویادآور می‌شود:
«یا ایها الذین آمنوا کونوا قوامین بالقسط شهداءالله ولو علی‌انفسکم اوالوالدین والاقربین»
«ای کسانی که ایمان آورده‌اید عدالت را به پا دارید اگر چه عدالت به ضرر شما و یا پدر و مادر و نزدیکان شما تمام شود وحق را بگویید وبه آن گواهی دهید».
18- شجاعت:
یکی دیگر از شاخصه‌هایی‌که مدیر باید واجد آن باشد، شجاعت است. کسانی‌که دارای ‌این صفت ارزشمند باشند و در برابر حوادث و دشمنان، ترس و اضطراب به خود راه ندهند، تحسین انسان ها را بر می انگیزند و همین امر زمینه ساز عزت و سربلندیشان گردیده، قلب ها را با آنها همراه خواهدکرد. امیرالمومنین(ع) می‌فرمایند:
« شجاعت زینت است»
درجای دیگر در توصیف ارزش های‌ اخلاقی مالک اشتر، با توجه به انتصاب او به عنوان فرماندار مصر، چنین می‌فرمایند: « اما بعد، یکی از بندگان خدا را به سوی شما فرستادم که به هنگام خوف، خواب به چشم راه نمی‌دهد، در ساعات ترس و وحشت از دشمن هراس نخواهد داشت و نسبت به بدکاران از شعله آتش سوزنده تر است».
19-پایبندی به ضوابط و مقررات:
مدیر باید قبل از دیگران خود را ملزم به اصول و ضوابط حاکم بر سازمان بداند. از دیدگاه اسلام رهبر و مدیر باید قبل از آنکه دیگران را هدایت کند، خود هدایت شده و قانونمند باشد. به عبارت دیگر در فضایی‌که براساس ارزش های اسلامی می‌اندیشند، هرگز مدیران حاضر نیستند روابط را به جای ضوابط جایگزین نمایند. چنان که حضرت علی(ع) در برابر تقاضای عقیل که برادرشان بود و کمی بیشتر از بیت المال می خواست، به شدت مقاومت نمود.
20- درک شرایط زمان و مکان:
یکی دیگر از شاخصه‌های مدیران موفق، آشنایی و درک صحیح از زمان، مکان و محیط خود است. محیط و چرخ زمان پیوسته در حال دگرگونی‌ و تحول است. این تحول که جوهر عالم طبیعت است، چهره زندگی و برنامه‌های آن را نیز دگرگون می‌سازد. مدیر موفق آن است که پیوسته از شرایط زمان و رخدادهای محیط آگاه باشد و خود را با آن وفق دهد. امام صادق(ع) می‌فرمایند: « انسان آگاه از زمانه خویش، هرگز غافل گیر نمی‌شود».
21- هوش :
یکی از صفات موثر در رهبری و مدیریت که همه صاحب‌نظران تاثیر آن را در موفقیت رهبران و مدیران پذیرفته اند، هوش و ذکاوت است. هوش در لغت به معانی فهم، درک، شعور و همچنین عقل و خرد آمده است. کسی که از نیروی ارزشمند هوش بهره بیشتری داشته باشد، در شناخت نیروها، آگاهی به امور، فهم مشکلات، یافتن راه حل ها، شناخت نقاط ضعف برنامه ها، پیش بینی دشواری های آینده، ایجاد انگیزش در نیروها و به کارگیری فنون مدیریت موفق‌ترخواهد بود. امیر المومنین علی(ع) می فرمایند:
« از [دلایل] بقای دولت، بیداری (آگاهی و هوشیاری) در حفظ و حراست امور می‌باشد».
22- سعی و کوشش :
یکی دیگر ا ز شاخصه‌هایی که موجب موفقیت و تأثیر رهبران و مدیران بر زیر دستان می‌شود، سعی و کوشش می‌باشد. کسانی که در کارها جّدی، پر تلاش و فعال باشند قطعا به موفقیت هایی دست خواهند یافت که این امر باعث می‌شود تا همگان با دیدهء احترام به آنان بنگرند . امیرالمومنین(ع) می‌فرمایند :
« کسی که کوشش نکرد، به مجد و عظمت نرسید».
23- پشتکا ر :
صفت ارزشمند دیگری که مدیر باید آن را دارا باشد، پشتکار است. مقصود از پشتکار پیگیری و ادامه عمل تا حصول نتیجه می‌باشد. فراوانند انسان هایی که کارهای بسیار مهمی را با اشتیاق شروع می‌کنند و پس از مدتی شور و شوق خود را از دست داده و کارها را ناقص و نیمه تمام رها می‌کنند.
حضرت رسول اکرم(ص) می‌فرمایند:«[ارزش و اهمیت] امور به تمام کردن آن و خاتمه آن است».
24- ارزش قائل شدن برای شخصیت دیگران :
رهبر و مدیر باید برای زیر دستان خود شخصیت و ارزش قائل شود. اگر روش و رفتار او به گونه‌ای باشد که زیر دستان تحقیر شوند، اولا محبتشان به او و فرمانبرداری از او کم وضعیف می‌شود و ثانیأ از زیر دستانی که همواره تحقیر شده‌ و خوار وزبون گردیده‌اند، کاری مبتکرانه، صحیح و مهم بر نخواهد آمد. از این روخدای متعال پیامبرش را با اینکه علم لدّنی داشت و به هیچ وجه، نیازمند استفاده از علوم و آراء مردم نبود، به مشورت با مردم فرمان می‌دهد « و شاورهم فی الامر» تا رعایت حال آنان شده باشد .
25- تواضع و فروتنی :
فروتنی نسبت به زیر دستان و کسانی که همراه، همکار و فرمانبردارند نیز یکی از اوصاف رهبر و مدیر شایسته است. خدای متعال پیامبرش را فرمان می‌دهد:
« ولاتمش فی الارض مرح‍اََََََََََ انک لن تخرق الارض ولن تبلغ الجبال طولأ»
در زمین به تکبر راه مرو که هرگز زمین را نخواهی شکافت و هرگز به بلندی کوه ها نخواهی رسید»
و نیز می فرماید: «... واخفض جناحک للمومنین»
« با مومنان نرمخویی کن».
26 - خیرخواهی و دلسوزی برای دیگران:
طبیعی است که هر انسانی در پی نفع و خیر خود است و تنها در صورتی تابع و مطیع دیگری می‌شود که باورکرده باشد که او خیرش را می‌خواهد. به همین جهت، رهبر و مدیر باید خیر خواه و دلسوز دیگران باشد و این امر را به آنان نشان دهد و اثبات کند. خدای متعال در وصف پیامبر گرامی اسلام (ص) می‌فرمایند:
« لقد جائکم رسول من انفسکم عزیز علیه ما عنّتم حریص علیکم بالمومنین رووف رحیم»
« شما را پیامبری از خودتان آمد که رنج بردنتان بر او گران است، به شما مهر می‌ورزد، نسبت به مومنان مهربان و دلسوز است».
27- نفی روحیه تکاثر طلبی و ثروت اندوزی:
دولتمردان و مدیران اگر با زندگی عادی مردم فاصله چندانی نگیرند و به ثروت اندوزی نپردازند، حکومت آنان پا برجا می‌ماند و این امر منوط به رعایت حقوق مردم و زیر دستان و عدم پرداختن به مسائل دنیوی است.
حضرت علی(ع) می‌فرماید:« سه عامل موجب انحطاط و وسقوط حکومت است:
- روحیه تکاثر طلبی و جمع مال در دولتمردان.
- سوء ظن و بد بینی برای بقاء و استمرار دولت.
- پند ناپذیری از رخدادها و پیشامد ها».
28- پایداری و استقامت:
اصولأ سایر صفاتی که برای مدیر و مدیریت ضروری است، نیاز به صبر و مقاومت دارند و از این دید می‌توان گفت که صبر اساس و زیر بنای سایر صفات است. پیروزی و کامیابی مستلزم این است که مدیر پایداری و استقامت داشته باشد، یعنی از ظرفیت روحی بسیار بالایی برای تحمل سختی ها و دشواری ها برخوردار باشد. خدای متعال پیامبرگرامی اسلام(ص) را، مکررأ به صبر و استقامت توصیه و امر می‌فرمایند: « فاستقم کما اُ مرت و من تاب معک».
« پایدار باش چنانکه فرمانت داده‌اند و هر که با تو [ به سوی خدای متعال ] باز گشته است [نیز پایدار باشد ]».

پاورقی



[1]     - مرنضی مطهری     ده گفتار.

2] - نهج البلاغه

 [3]   - طه /35

[4]   - انشراح /1


  [5]- حدید /28

[61] - میزان الحکمه، 8892

[7]  - میزان الحکمه، ج3، ص842، 27، 5 

 [8] - میزان الحکمه، ح9019

 [9] - همان، ح، 739

 [10]  - آل عمران /159

[11]   - نهج‌البلاغه فیض، نامه 53

 [12]  - همان، خطبه 207

   [13] - همان، ص1019

 [14]  - غررالحکم، ج2، ص3256

[15]  - بقره /247 

[16]  - یوسف /108

[17]  - غرر الحکم، ج3

[18]   - تحف العقول، ص316

 [19]  - یوسف /54

[20]   - توبه /119

[21]   - نهج البلاغه، نامه 53

[22]   - همان

[23]    - میزان الحکمة 

[24]   - نساء /135

[25] - تصنیف غرر الحکم، ص359

[26]   - نهج‌البلاغه، نامه 53

 [27]  - تحف العقول

[28] - تصنیف غرر الحکم، ص341.

[29] - همان، ص443

[30] - الحیاه، ج1، ص315

[31] - آل عمران /159

[32] - اسراء /37

[33] - حجر /88

[34] - توبه /128

[34] - محمد تقی جعفری، حکمت اصول سیاسی اسلام

[35] - هود /112

[35].  محمد آموزگار




موضوع مطلب :


سه شنبه 92 شهریور 19 :: 10:39 صبح ::  نویسنده :

بنام خدا

 

 


شاخصه های مدیریت اسلامی

 

 

        1- اصل اعتقاد به خدا و رسول(ص) [ اصل عدم تقدم  بر خدا و رسول(ص)]:

     اگر بپذیریم که رفتار و حرکات مدیر متاثر از اعتقادات و باوری قلبی اوست، اصل اعتقاد به خداوند حکیم و امام مبین، زیربنا و اساسی‌ترین اصل در عملکردها و برخوردهای مدیر خواهد بود و هیچگاه رفتار و نظری مغایر با اعتقاد خود انجام نخواهد داد.

پیامبر اکرم(ص) فرمودند: « هیچ فرمانی که برخلاف فرمان خدا باشد، ضمانت اجرا نخواهد داشت»[1].

2- اصل توجه به جایگاه  انسانیت [کرامت انسانی]:

     اگرچه مدیر مسلمان، خدا محور و تابع تعالیم آسمانی است امّا طبق تعالیم پیشوایان الهی، اهمیت نقش انسانی انسان، درجامعه و سازمان ها از اصول خدشه ناپذیر است و باعث رشد برخی از اصول دیگر است. بنابراین، اصل توجه به منزلت و کرامت انسانی، برگرفته از آیاتی از قرآن کریم می‌باشد که توجه به مضامین این آیات، ما را به اهمیت و پایه‌ای بودن توجه به شرافت ذاتی انسان رهنمون می‌شود. برای مثال، منزلت خلیفه الهی[2]  و پرتوی از روح خداوند در وجود او[3] و منبع اسماء اسرار الهی « علّم آدم الاسماء کلّها»[4] و کرامت و شرافتی به او داده  شده که دیگر موجودات فاقد آن هستند[5]  و به فرمان خداوند همه موجودات عالم در خدمت انسان و برای او آفریده شده‌اند[6].

3- اصل وحدت جهت:

     برمبنای این اصل فعالیت هایی که هدف و مقصود واحدی را دنبال می‌کنند، باید در یک طرح و زیر نظر یک رئیس قرار گیرند. امام علی(ع) در این خصوص می‌فرمایند:

« برای هریک از زیردستان و کارکنان خود وظیفه و کاری تعیین کن تا او را نسبت به همان کار مؤاخذه و باز پرسی کنی، زیرا این روش سزاوارتر است، تا اینکه کارهایت را به یکدیگر وانگذارند».[7]

4- اصل وحدت دستور :

     این اصل می‌گوید هر کارمند تنها باید از یک رئیس مافوق، دستورها و فرمان های کار خود را دریافت کند و به او گزارش دهد، البته اصل انعطاف پذیری در مدیریت، با توجه به مضامین فرازهایی از نامه امام علی(ع )، منافاتی با نظارت چند جانبه ندارد.

    حضرت می‌فرمایند:« برای هریک از وظایف مسئولی تعیین کن و او فردی باشد که کارهای مهم او را مغلوب نسازد و کارهای زیاد او خسته نکند.[8]

5- اصل سلسله مراتب:

    از جمله اصولی که در مبانی اسلامی بر آن تاکید فراوان شده و آن را مایه قوام و انسجام نظام اجتماعی و مدیریتی می‌داند، اصل سلسله مراتب است. یک ارتباط زنجیروار از سلسله مراتب، اختیارت و مسئولیت‌ها را از بالا تا پایین به تصویر می‌کشد. به عنوان نمونه خداوند متعال در قرآن کریم می‌فرماید:

« یا ایها الذین امنو اطیعوالله و اطیعوالرسول و اولی ا لامر منکم ...»[9]

« ای کسانی که ایمان آورده‌اید از خدا و رسول و اولی الامر پیروی کنید ... ».

امام علی(ع ) نیز در نامه خود به مالک اشتر فرمان به اطاعت خود و مقدّم بر فرمان خود، فرمان رسول خدا و حضرت باریتعالی را یادآور می‌شود.

6 - اصل انصاف و عدالت:

    این اصل ناظر به مجموعه‌ای از رفتار، کردار و گفتار عادلانه است که اعمال آن موجب افزایش وفاداری کارکنان به سازمان و افزایش روح اعتماد و اطمینان بین آنها و پایبندی افراد به تحقق اهداف سازمان خواهد شد. این اصل که  در مدیریت جدید از آن به عنوان « نظریه عدالت» نیز نام می‌برند، از مبانی محکم و خدشه ناپذیر اداره عمومی و از چار چوب های اساسی یک نظام پایدار و یک سازمان بادوام است که در مکتب اسلام اهمیت فوق‌العاده‌ای دارد. قرآن کریم همه را به انصاف و عدالت رهنمون می‌شود و می‌فرماید:

    « یا ایها الذین امنوا کونوا قوامین بالقسط شهداء الله و لو علی انفسکم اولوالدین و الاقربین»[10]

    « ای کسانی که ایمان آورده‌اید پیوسته و بطور کامل عدالت را به کارگیرید و برای خدا شهادت دهید ولو به زیان شما و یا پدر و مادر و نزدیکان باشد».

7 - اصل خوشبینی:

    هرچند مدیران  نسبت به برداشت خود از حقایق و واقعیات امور باید دقیق باشند ولی با رعایت اصل خوشبینی و یا به تعبیر فقها « اصاله الصحه» بهتر می‌توانند به اهداف سازمانی و جامعه نائل شوند. بطور طبیعی وجود بدبینی و کینه توزی نه تنها راه‌حل نیست بلکه باعث مشکلات ناخواسته می‌شود. بر اساس این اصل مدیران به دنبال عیب جویی، سرزنش و کینه توزی نبوده و افعال و حرکات کارکنان را حمل بر صحت می کنند و سعی در اصلاح رفتارهای آنها خواهند نمود. 

    امام علی(ع) می‌فرماید: « اساس سیاست به کارگیری رفق و مدار است»

 و نیز می‌فرمایند: « ای مالک ! با بخشش و بزرگواری، لغزش ها و نادرستی های قابل جبران را ببخش ... ».[11]

8- اصل پایبندی به ضوابط به جای روابط :

    این اصل بر مضمون اصل انصاف و عدالت و چارچوب ها و اصول تاکید می‌کند، در نامه امام علی(ع) آمده است که نباید روابط - در ارتباط با خواص-  جای اِعمال مقرارت را بگیرد. زیرا هیچ کس برای رئیس و مدیر در هنگام رفاه و آسانی گران بارتر، و هنگام گرفتاری کم یاری کننده‌تر، و هنگام اِعمال انصاف و عدالت ناراضی‌تر، و هنگام درخواست پراصرارتر، و هنگام بخشش کم ‌سپاس‌تر و هنگام پیشامد سختی های روزگار در شکیبایی و استقامت سست‌تر از خواص نیست.[12] البته منظور از خواص در این جا افراد وابسته ، سرشناس و ثروتمندان جامعه می باشد، نه افراد شایسته، لایق و کار آمد.

9- اصل قانون گرایی و قانونمندی :

    بر مبنای این اصل مدیر مسلمان خود را درگیر کارهای غیر مهم و جزئی نمی‌کند و وقت گران بهای خود را به طرح ریزی اهداف اساسی و اولویت بندی آنها اختصاص می‌دهد. امام علی(ع) با تاکید بر اصول گرایی می فرمایند:[13]

 «چهار دلیل علت ضعف مدیریت ها و سقوط سازمان های بشری است :

-        زیرپا گذاشتن اصولی که مدیریت بر اساس آن شکل گرفته است.

-        اهمیت دادن به کارهای رو بنایی و فرعی .

-        واگذاری امور به افراد نالایق.

-        بها ندادن به افراد توانمند و شایسته».

 10 - اصل تبعیت منافع فرد از منافع جمع :

        این اصل می‌گوید که در فعالیت های اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی منافع فرد باید تابع منافع عمومی باشد. امام علی(ع) می‌فرمایند: « بترس از اینکه آنچه مردم در آن یکسان هستند را به خود اختصاص دهی».[14]

    در اسلام مسئله ایثار از مهمترین مسائل  اجتماعی و ارزشی است که تأکید بر تقدم حق دیگران بر حق خویش دارد. قرآن کریم می فرماید: « ویوثرون علی انفسهم و لو کان بهم خصاصة».[15]

« دیگران را بر خود مقدم می‌دارند، هر چند حق اختصاصی خودشان باشد ».

11- اصل انضباط و نظم :

    این اصل تأکید دارد که یک مدیر باید در چارچوب نظم و انضباط سازمانی حرکت نموده و بر اساس آن اهداف را پیگیری کند و بدین وسیله، این سیره و شیوه پسندیده را به بقیه کارکنان عملا آموزش دهد. باید دانست که بدون انضباط اداری موفقیت مدیر و سازمان تضمین نمی‌شود و رعایت این اصل در مدیریت از ضرورت بیشتری برخوردار است.  امام علی(ع) کارگزارانش را به تنظیم و نظم بخشیدن اوقات توصیه کرده و می‌فرمایند :

-        برای حفظ ارتباط با خدا بهترین اوقاتت را نگهدار.

-        طبق برنامه ریزی انجام گرفته فعالیت هر روز را همان روز انجام بده .

-        قسمتی از اوقاتت را به افراد رتبه های پائین اختصاص بده که مستقیماً حرف های آنها را بشنوی.

12-اصل تناسب مسئولیت با اختیار:

    این اصل می‌گوید مسئولیت باید متناسب با اختیار باشد. مسئولیت بدون اختیار در خارج از ذهن تحقق چندانی ندارد یا لااقل می‌توان گفت کمتر قابل اجرا و عمل است. زیرا براساس بعضی از تعاریف اختیار عبارت است از: حق صدر دستور و به اجرا در آوردن آن، به کمک عواملی مثل پاداش یا تنبیه. و مسئولیت یعنی پاسخگو بودن در برابر نتایج. حضرت علی(ع) بر اساس اختیاراتی که به فرمانداران و مسئولین زیردستش محول نموده بود، آنها را مورد پرسش و بازخواست قرار می‌داد .

13- اصل امانت :

    یکی از اصولی که می‌توان ادعا نمود اختصاص به مدیریت اسلامی دارد این است که از دیدگاه اسلام، به مدیریت و مسئولیت به عنوان « امانت» نگاه می‌شود نه غنیمت. با وجود چنین اصلی می‌توان شاهد شکوفایی یک بینش اصیل فطری و انسانی‌ برای مدیریت بود. در قرآن کریم آمده است که حضرت یوسف(ع) نسبت به مسئولیت و مدیریت، تعبیر امانت را به کار برده اند :

« اجعلنی علی خزائن الارض انی حفیظ علیم»[16]

« مرا مسئول امور مالی‌قرار دهید، همانا من امانت‌داری آگاه هستم».

14- اصل احترام به افکار دیگران:

    یکی دیگر از شاخصه های مدیریت کریمانه، اصل مشورت در مسائل مهم و استفاده از افکار دیگران است. استفاده از رأی و فکر دیگران علاوه براینکه احترام به دیگران محسوب شده و مشارکت آنها را جلب می‌کند، باعث اتخاذ رأی صحیح و قوی با پشتوانه محکم است که از فوائد مشارکت افراد در تصمیم گیری‌های مهم می‌باشد. خداوند متعال در قرآن کریم به مشورت کردن فرمان داده و در عین حال حق مدیر را نیز برای انتخاب رأی صحیح محفوظ داشته است.

    « وشاورهم فی الامر فاذا عزمت فتوکل علی الله»[17]

« مشورت کنید و آنگاه که تصمیم گرفتی با تکیه بر عنایت خداوند کار را آغاز نما».

15- اصل آخرت گرایی :

      آخرت گرایی‌ نفی دنیا نیست، بلکه امکانات دنیوی را در جهت اهداف اُخروی ‌قرار دادن است. خدای ‌متعال می‌فرماید:

« واتبغ فیما اتیک الله الدارالاخرة ولاتنس نصیبک من الدنیا»[18]

«و به آنچه خدا به تو داده است (در دنیا) آخرت را تحصیل کن و بهره‌ات را نیز از دنیا فراموش نکن».

    همانطور که قبلاً ذکر گردید مدیریت اسلامی شیوه خاصی از رهبری است، مبتنی بر مبانی فکری و عقیدتی اسلام. و برای آشنایی با این سبک از مدیریت، شناخت نظرات اسلام درباره رهبری ضروری است.[19]


 [1]-وسائل الشیعه، ج11، ص422

[2] - بقره /30

[3] - حجر /29

[4]  - بقره /31

[5]  - اسراء /70

[6]  - احزاب /72

[7] - نهج البلاغه، نامه 31

[8] - نهج البلاغه نامه 53

[9] - نساء /59

[10] - نساء /135

[11] - نهج البلاغه نامه 53

[12] - همان

[13] - غرر الحکم، ج2، ص846

[14] - نهج البلاغه، نامه53

[15] - حشر /9

[16] - یوسف /55

[17] - آل عمران /152

[18] - قصص /77

[19] . محمد آموزگار


 




موضوع مطلب :


سه شنبه 92 شهریور 19 :: 10:27 صبح ::  نویسنده :

بنام خدا

 

تاثیر معنویت و سلامت روح بر سلامت جسم



سوال ) آیا سلامتى روح بر جسم اثر دارد؟ اگه من قرآن بشنوم جسمم هم تقویت میشه؟ براى سنگ کلیه خوبه صدقه دادن؟ خواهشا هر چى میشه طولانى جواب بدین.


جواب )بدن ما از جسم و روان تشکیل شده که با هم ارتباط دارند، و سلامت یا بیماری هریک بر روی دیگری اثر میگذارد. سلامت معنوی بعد روانی سلامت است. محمد غزالی در کتاب احیا مینویسد: هر عضوی از بدن ما وظیفه ای دارد که وقتی آن را خوب انجام ندهد یعنی بیمار شده است. وظیفه روح یا قلب معنوی هم، شناخت خالق و ارتباط با اوست. بسیاری از تحقیقات نشان میدهند که چیزهایی مثل باورهای مثبت، احساس آسایش و قدرتی که از پایبندی به مذهب به دست می آید، تمرکز حواس و دعا کردن میتوانند بر احساس سلامت انسان و بهبود زودتر بیماریها تاثیر مثبت داشته باشند. معنویت باعث میشود که انسان احساس بهتری داشته باشد و در نتیجه قدرت بیشتری برای مقابله با بیماری ها به دست خواهد آورد. و همین امر حتی اگر بیماری را شفا ندهد سبب بهتر شدن بیمار میشود یا کمک میکند بیمار بهتر با بیماریش کنار بیایید. مرکز ملی طب سنتی و طب جایگزین در آمریکا در مورد تاثیر دعا کردن بر سلامت خود فرد و اطرافیان، بیش از13 هزار نفر را مورد بررسی قرار داده و دریافته است که 54 درصد از آمریکاییها برای افزایش سلامتشان از دعا کردن کمک میگیرند و 52 درصد آنها از دیگران میخواهند که برای سلامت آنها دعا کنند. دکتر کاترین استونی از مرکز ملی طب جایگزین و سنتی آمریکا میگوید: برای کشف ارتباط میان معنویت و سلامت به تحقیقات زیادی نیاز است. ولی ما تاکنون به شواهدی دست یافته ایم که نشان میدهند وابستگی مذهبی و انجام کارهای مذهبی باعث سلامت بیشتر و عمر طولانی تر میشوند. این امر را میتوان به کارکرد بهتر سیستم ایمنی بدن و قلب و عروق نسبت داد. هرچند این قضیه کاملا اثبات نشده است ولی کارهای مذهبی برای برخی از افراد راهی برای کاهش استرس محسوب میشود و همین کاهش استرس میتواند منشا فواید بسیاری برای سلامت روان و جسم باشد( پایگاه اطلاع رسانی پزشکی ایران سلامت).

مطابق بررسی متون، سلامتی روح و معنویت از چهار طریق روی سلامت جسمی، روانی و اجتماعی تاثیر می گذارد.

1- رفتارهای بهداشتی: تعهد دینی و معنویت موجب فعال سازی مسئولیت پذیری شخص در زمینه اصول و باورهای مندرج شده در دین می شود، که اثرات جسمانی و روانی را نیز به خود اضافه می کند. مانند رفتارهای تغذیه ای توصیه شده در ادیان.

2- حمایت اجتماعی: انجام مناسک دینی و معنوی توصیه شده در دین موجب افزایش حمایت اجتماعی شده که مؤلفة اخیر یکی از تعیین کننده های اجتماعی سلامت شناخته شده است. دین تعاملات اجتماعی را افزایش داده و حمایت اجتماعی را به عنوان یک منبع ارتقای سلامت فراهم می آورد. نقش حمایت اجتماعی در کاهش واکنش پذیری قلبی و عروقی، تسهیل بهبودی پس از حمله قلبی و کاهش سایر عوامل خطر و از جمله کاهش استرس تاثیر مثبت دارد. حمایت اجتماعی با افزایش میزان جان به در بردن از انواع مختلف سرطان رابطه دارد.

3- سایکونوروفیزیولوژیک: احساس رضایت ناشی از دیدگاه معنوی از طریق نوروپپتیدهای پیام رسان روی سیستم ها و ارگان های بدن مانند قلب و عروق، ایمنی و ... تاثیر تقویت کننده دارد.

4- اثرات مافوق طبیعی که برای انسان ناشناخته مانده است.

نتیجه این تاثیرات پیشگیری از بیماری، افزایش تحمل بیماری، بهبود سریع تر بیماری، کاهش میزان استفاده از خدمات بهداشتی- درمانی است که در تحقیقات مختلف این مسئله نشان داده است( مقاله سلامت معنوی ونقش نظام سلامت، برگرفته از سایتhttp://kibod.com).

«تأثیرمعنویت و سلامتی روح برسلامت افراد از نظر علمی»

یکی از تاثیرات مهم معنویت در زندگی ، ارتقاء سلامت است. بی تردید همه می پذیریم که حفظ سلامت مستلزم تغذیه مناسب ، ورزش و استراحت کافی ، و پرهیز از عادات غلط مانند سیگار کشیدن است اما باورهای ما نیز بر سلامت و طول عمرمان تاثیر می‌گذارد. مطالعات نشان داده اند که گرایشات معنوی قوی و نگرش مثبت موجب ارتقای سلامت می‌شود و بیمارانی که گرایش‌های معنوی قوی دارند به بهبود خود از بسیاری بیماری‌های مزمن مانند فشار خون بالا ، بیماری قلبی و بهبودی پس از جراحی کمک می‌کنند ( پارسی طب از سایتhttp://www.niazpardaz.com).

گفته می‌شود که یک‌ سوم از بیماری‌های جسمی از عوامل روحی ناشی می‌شوند. بنابر این ارتباط بین اعتقادات دینی و حالات روحی بدان معناست که اعتقاد دینی نقش مهمی در ابتلا به بیماری یا تندرستی دارد. در سال‌های اخیر تحقیقات بسیاری نیز در این زمینه انجام شده است که این مطلب را تایید می‌کند. دربخشهایی از مقاله دکترDavid N.Elkins، روانشناس بالینی و استاد دانشگاه، درباره معنویت که در مجله «روانشناسی امروز» به چاپ رسیده است، این مطالب بچشم میخورد:

یک روانشناس، در کمتر از یک ساعت، زندگی مرا دگرگون کرد. بیست سال پیش در خلال اولین جلسه درمان، او به من گوش فرا داد، به گونه ای که هیچ کس پیش از آن، سخنانم را نشنیده بود. داستان زندگی ام را گفتم. این اوّلین باری بود که آن را برای کسی بازگو می کردم ؛ اما او به هر حال، واقعیت را شنید. در انتهای جلسه، به آرامی گفت: «شما تشنه معنویت هستید. شروع به گریه کردم. من، یک مرد 31 ساله، جایی در اعماق وجودم، می دانستم که حق با اوست. بعد از آن، در طی دو سال، در قالب یک دوره روان درمانی، آموختم که چگونه از روح خود مراقبت نموده، آن را تغذیه نمایم. روانشناسی به من مهارتی داد که برای ساختن یک زندگی پرشور و عمیق، بدان نیاز داشتم. امروز، من به عنوان یک روانشناس بالینی و یک استاد دانشگاه، مراجعان و دانشجویانم را در این تجربه، شریک می کنم ؛ چون معتقدم معنویت برای خوشبختی و معنویت روان افراد، ضروری است. روزی یکی از دانشجویانم به من می گفت که: در اواخر روز برای قدم زدن در ساحل دریا رفته بودم. همین طور که خورشید پایین می رفت، از تخته سنگی در کنار دریا بالا رفتم. به دریا خیره شدم. به آرامی احساس می کردم که با طبیعت یکی شده ام. با خورشیدی که در افق پایین می رفت ؛ با امواجی که پاهایم را می شست ؛ با نور کمرنگی که آسمانِ سمتِ غرب را رگه دار کرده بود. او می گفت: در آن لحظه، احساس جاودانگی می کردم. می دانستم که این چیزها میلیونها سال قبل از من وجود داشته اند و بعد از من نیز میلیونها سال ادامه خواهند داشت. از زندگی لذّت می بردم ؛ از اینکه بخشی از همه این چیزها هستم. به شدت تکان خوردم و شروع به گریستن کردم. من مراجعان و دانشجویان خود را ترغیب می کنم که آنچه آنها را عمیقا تحت تأثیر قرار می دهد بشناسند. ( مقاله انسان، دین ومعنویت نوین، پدیدآورنده محمدرضا جهانگیرزاده، برگرفته ازسایت http://www.hawzah.net).

درمقاله ای از سایتwww.salamatiran.com دربخش مصونیت با دین میخوانیم:

دین و معنویت شکل دهنده رفتارهای فرد در زندگی و اجتماع نیز می‌باشد و بهره‌گیری از این توان می‌تواند فرد را در برابر بسیاری از بیماری‌ها مصون و جامعه را ایمن نماید که قطعاً در جهان امروز به دلایل مختلف به خوبی مورد توجه واقع نشده است. متأسفانه در ایران تحقیقی که بتواند میزان اعتقاد مردم را به معنویت مذهبی در اصلاح نارسایی‌های سلامت نشان دهد ارایه نشده است، اگر چه در ظاهر قضیه این امر کاملاً معنی‌دار است. همچنین در کشورهای اسلامی نیز تحقیقات قابل قبولی برای ابراز این مسأله پیدا نشد، اما در تحقیقات بین‌المللی که در جوامع غیر مسلمان صورت گرفته است اطلاعات جامعی دیده می‌شود. در یکی از این مستندات معلوم شد که 90درصد افراد بالغ به عالم غیب و وجود حضرت حق تعالی اعتقاد دارند. بیش از 70 درصد مردم مذهب را عامل موثری در زندگی خود می‌دانند. در مطالعه دیگری که روی بیماران بستری در بیمارستان انجام شد 77 درصد بیماران انتظار دارند پزشکان معالج مسایل معنوی را در فرآیند درمان آنها مدّ نظر قرار دهند و 37 درصد آنها انتظار دارند که پزشکان به طور مکرر اعتقادات مذهبی را مطرح کرده و بیماران را به توجه به آنها دعوت کنند. اگر به این تقاضای بزرگ اجتماعی توجه کنیم مطمئناً لازم می‌دانیم از این سرمایه در سلامت مردم در ابعاد مختلف پیشگیری، تشخیص و درمان و توان بخشی استفاده کنیم.

سلامت روحی و معنوی، ناشی از اعتقادات است، ناشی از ارتباط انسان با خالق خود می‌باشد، ارتباط با قدرتی که کاملا فراتر از قدرت‌های شناخته شده مادی است. این ارتباط در ادبیات دینی ما به خوبی در الفاظ توکل و توسل و تسلیم معنی شده است، اما ما نتوانسته‌ایم ارزش آن را در قالب مقالات علمی به دیگران نشان دهیم.Spirit که معنی لطف را در ادبیات بین‌المللی دارد، لغت لاتینی است به معنی «نفس» و معنویت(spirituality)به معنی احساس ارتباط با چیز پاکی است که فراتر از یک شخص و یا قدرت شناخته شده است. این معنویت معرف «هدف» و «معنی» در زندگی انسان‌ها است. در تحقیقی که دانشگاه مک گیل کانادا برای کیفیت زندگی انجام شده است، مهم‌ترین عوامل موثر در آن را ابعاد جسمی، روانی، اجتماعی، جنسی شناخته است، اما موضوع معنویت را به عنوان زمینه اصلی در همه این ابعاد موثر قلمداد کرده است و آن را پیش زمینه کیفیت زندگی مناسب شناخته است. اگر چه معنویت روی کمیت زندگی نیز تاثیر گذار است و به‌طور طبیعی در جامعه شاهد طول عمر بیشتر افراد معنوی هستیم، اما برای اثبات این مدعا تحقیقات پیچیده زیادی لازم است صورت گیرد.

«شواهد علمی در زمینه سلامت معنوی»

روان شناسان، بخصوص روان شناسان سلامت، نقش دین و مذاهب را در زمینه های مختلف مورد بررسی قرار داده اند،به گونه ای که امروزه روان شناسان ارتباط میان بهداشت و سلامت جسمانی و روانی انسان با اعتقادات و باورها و رفتارهای دینی و اخلاقی را غیرقابل انکار می دانند. در سال های اخیر، استفاده از مذهب و اعتقادات دینی مورد توجه سیاست گذاران و تدوین کنندگان استراتژی های بهداشت جامعه نگر در سازمان جهانی بهداشت (WHO) نیز قرار گرفته و این سازمان بخشی از انتشارات خود را از سال 1992 به آموزش بهداشت از طریق مذهب به عنوان راه کار زندگی سالم اختصاص داده است و کتاب ها و جزوات زیادی را تحت عناوین دینی نظیر: بهداشت از دیدگاه اسلامی، ارتقای سطح بهداشت از طریق سبک زندگی اسلامی و نیز نقش مذهب و اخلاق در پیش گیری و کنترل بعضی بیماری ها منتشر نموده است. بسیاری از روان شناسان نظیر یونگ، فرانکل، تیلیچ و آلپورت معتقدند که یک نظام ارزشی دینی، نقش مهمی در سلامت روانی ایفا می کند.در نوشته های یونگ (Yong) چنین می خوانیم: تمام مراجعان 35 ساله من به خاطر فقدان ثبات و معنی دهی به زندگی، که دین می تواند به انسان عطا کند، دچار بیماری شده بودند( فوردهایم، مقدمه ای بر روان شناسی یونگ، ترجمه مسعود میربها، ص 145).

فرانکل (Frankl) نیز می نویسد: دین سهم زیاد و غیرقابل اندازه گیری در سلامت روانی دارد( فرانکل، انسان در جست وجوی معنا، ص 94).

تیلیچ (Tillich) که خود یک کشیش مسیحی است نیز می نویسد: ایمان به خدا به تمام ابعاد انسان و به تمام شخصیت وی عمق، جهت و وحدت می بخشد. قدرت وحدت شخصیت انسان به ایمان فرد به خداوند بستگی دارد( جیمز ویلیام، دین و روان، ترجمه مهدی قائنی، ص 32).

آلپورت (Allport) نیز معتقد است: نظام ارزشی دینی تنها نظام ارزشی ای است که می تواند کاملاً و مستمرا به شخصیت انسان وحدت بخشد( سید محمدحسین جلالی تهرانی، بهداشت روان، (جزوه درسی)، ص 39).

«معنویت و سلامت در قرآن»

تاثیر ایمان و عمل صالح در سلامت روان و بدنبالش سلامت فیزیکی بشر در آموزه های دینی فراوان به چشم می خورد. به همین منظور محور اصلی در این بخش، بررسی آیات شریف سوره کهف با موضوع معنویت و سلامت است که در ادامه بیشتر توضیح خواهیم داد.

محتوای سوره کهف، با انذار و تبشیر دعوت مى کند به اعتقاد حق و عمل صالح، همچنانکه از دو آیه اولش هم بوى این معنا استشمام مى شود. و نیز از آیه آخر سوره که مى فرماید «فمن کان یرجوا لقاء ربه فلیعمل عملا صالحا و لا یشرک بعباده ربه احدا( ترجمه تفسیر المیزان جلد 13 صفحه :329).

حضرت على‏ علیه السلام در توصیف انبیا مى‏فرماید: هدف از بعثت انبیا آن است که مردم را به وفا کردن به فراموش شده‏ها یادآورى کنند. «و یذکّرهم منسىّ نعمته»( خطبه 1نهج البلاغه). تذکر، رمز آن است که انسان در عمق روح و فطرت خود، خدا را یافته، لکن از آن غافل شده است و تذکّر براى کنار زدن پرده‏ى غفلت است. بسیاری از آیات قرآن از قبیل«الا به ذکر الله تطمئن القلوب»، و «و من یتوکل علی الله فهوحسبه» مؤید این مطلب است. یاد خدا داروی معنوی اضطراب و افسردگی است که از نظر روانشناسی علل آن ترس، آینده مبهم، نگرانی از شکست خوردن، ترس از بیماری ها و نگرانی از عوامل طبیعی می باشد. گذشته از مسأله بیماری اضطراب، آرامش طلبی در فطرت انسان ریشه دارد و در سرشت انسان ها حس آرامش جویی نهفته است و بسیاری از فعالیت های آدمی در حقیقت پاسخ به ندای الهی فطرت است .

وقتی به زندگی خود و بسیاری از افراد نظر می کنیم، می بینیم هدف بسیاری از کارهای ما دستیابی به گوهر گرانبهای آرامش است. یعنی انسانها در طول زندگی خود تلاش می کنند تا به آرامش خاطر و طمأنینه نایل شوند. در این نقطه بین انسان ها اشتراک نظر وجود دارد. ولی اختلاف نظر در تعیین و تشخیص چیزهایی است که به زندگی آرامش می بخشد .

برای دستیابی به مصالح دنیایی و آخرتی، اهمیت تزکیه و سلامت درحوزه روان با تکیه بر معارف دین مشخص میگردد.

الْحَمْدُلِلَّهِ الَّذِى أَنزَلَ عَلَى‏ عَبْدِهِ الْکِتاَبَ وَلَمْ یَجْعَل لَّهُ عِوَجاً (کهف آیه1)

درتفسیر نور ذیل همین آیه می خوانیم: بندگى خدا، زمینه‏ ساز دریافت کمالات معنوى است. «انزل على عبده». آرامش و شاد زیستی و سلامت روانی انسان از نتایج رسیدن به کمالات معنوی است که با توجه به آموزه های دینی در سایه عبادت و ارتباط با خداوند تأمین میشود. بسیاری از افرادی که دچار پوچ گرایی و نهیلیسم می شوند بدلیل آنست که تفسیر و تبین رضایت بخشی از حیات و هدف زندگی خود نداشته اند و به همین دلیل شناخت هدف زندگی به منظور کسب آرامش و سلامت روان کاملا ضروری است.

برخی تحقیقات نشان می دهد فاکتورهایی مانندامید، باور های مثبت، آسایش و توانمندی که از اعتقاد ات مذهبی، ارتباط با خدا و دعا بدست می آیند اثر شفا بخش دارند و باعث بهبود می شوند.

علامه طباطبائی در المیزان ذیل آیه آخر سوره کهف می فرماید: جمله (فمن کان یرجولقأ ربه فلیعمل ..)مشتمل بر اجمال دعوت دینى است که همان عمل صالح براى رضاى خداى واحد بى شریک است، وآنگاه این معنا را متفرع کرده بر رجأ لقاء پروردگار متعال و بازگشت به سوى او چون اگر حساب و جزائى در کار نباشد هیچ داعى و ملزمى نیست که افراد را به پیروى از دین و به دست آوردن اعتقاد و عمل صحیح وادار سازد همچنانکه خود خداى تعالى فرموده :(ان الذین یضلون عن سبیل الله لهم عذاب شدید بما نسوا یوم الحساب)( سوره ص/آیه26).

در واقع یکی از عوامل موثر در ایجاد سلامت روان و نشاط و شادی و امید در زندگی، از همین اعتقاد دینی سرچشمه میگیرد. کسانی که ایمان واقعی به لقاء پروردگار و بازگشت به سوی او دارند، هرگز دچار پوچی و نا امیدی و افسردگی روحی نخواهند شد.

امید که از معرفت و شناخت نسبت به مبدأ و معاد حاصل مى شود، اساس همه تلاش هاى مفید و پر ثمر انسانى و نیز منشأ اصلاح امور در جامعه و رسیدن شخص به سعادت ابدى است. همان گونه که ناامیدى و قطع امید نسبت به خدا و روز قیامت منشأ فسادها و تبه کارى ها و منتهى شدن کار انسان به شقاوت ابدى است( محمدتقى مصباح، اخلاق در قرآن، تحقیق و نگارش محمد حسین اسکندرى، قم، مؤسسه آموزشى پژوهشى امام خمینى (ره)، 1376، ج 1، ص 400).

همین که انسان به آینده اى روشن امید داشته باشد، احساس نیکو و حالتى شاد به وى دست داده، باعث نشاط وى مى شود و در او انگیزه کار و تلاش ایجاد شده، او را به فعالیت هاى صحیح زندگى وادار مى کند. نویسنده ای خارجی میگوید:حتى بیمارانى که مرگ آنان نزدیک است، با امیدِ به آینده مى توانند روحیه خویش را حفظ کرده، روزها، هفته ها و ماه ها درد و رنج را به راحتى تحمل کنند. ( الیزابت کوبلر، پایان راه (پیرامون مرگ و زندگى)، تهران، رشد، 1379، ص 142 / غلامحسین معتمدى، انسان و مرگ (درآمدى بر مرگ شناسى)، تهران، نشر مرکز، 1372، ص 40).

باور به معاد، حتى در حد امید، اهرمى کارآمد در گرایش به عمل است و در تنظیم زندگى سالم و تصحیح رفتارها و باورهاى انسان نقش مهم دارد.

«نتیجه گیری»

بدون توجه به بعد معنوی انسان، نمی‌توان جسم، روان و همین طور شخصیت اجتماعی او را شناخت و برای سلامت آن کاری کرد. در واقع دین و معنویت می‌تواند به ارتقای بهداشت روانی کمک کند، البته اعتقاد به مسائل معنوی و باورهای دینی، باید در عمق جان انسان وجود داشته باشد. آیات بررسی شده در سوره کهف و همچنین بسیاری دیگر از آیات شریف قرآن مؤید این مطلب است که هر کس دلش با یاد خدا مطمئن و محکم گردد و از سلامت روحی و معنوی برخوردار باشد، آرامش روحى و روانى داشته و هیچ هراسى از غیر خدا ندارد و امیدوار و آرام است. چون متّکى به قدرت و عظمت الهى است و انوار الهى در درونش رسوخ کرده و یاد خدا عامل طمأنینه او شده است.

حضرت على(علیه السلام) در نهج البلاغه خطبه 225 مى فرماید: «پروردگارا! تو از هر مونسى براى دوستانت مونس ترى و از همه آن ها براى کسانى که به تو اعتماد کنند، براى کارگزارى، آماده ترى. پروردگارا! آنان را در باطن دلشان مشاهده مى کنى و در اعماق ضمیرشان بر حال آنان آگاهى و میزان معرفت و بصیرتشان را مى دانى، رازهاى آنان نزد تو آشکار است و دل هاى آنان در فراق تو بى تاب. اگر تنهایى سبب وحشت آنان گردد، یاد تو مونس آن هاست، و اگر سختى ها بر آنان فرو ریزد، به تو پناه مى برند.

دیل کارنگى، روان‏شناس معروف امریکایى مى‏نویسد: «هنگامى که کارهاى سنگین قواى ما را از بین مى‏برد و اندوه‏ها هر نوع اراده‏اى را از ما سلب مى‏کند و بیشتر اوقات، که درهاى امید به روى ما بسته مى‏شود، به سوى خدا روى مى‏آوریم، ولى اصلاً چرا بگذاریم روح یأس و ناامیدى بر ما چیره شود؟ چرا همه روزه به وسیله خواندن نماز و دعا و بجا آوردن حمد الهى، قواى خود را تجدید نکنیم( حسن راشدى، نمازشناسى، تهران، ستاد اقامه نماز، 1377، ج 2، ص 67 / ص 43).

امام صادق(علیه السلام) فرمودند: «چه مانعى دارد که چون یکى از شما غم و اندوهى از غم هاى دنیا بر او در آید، وضو بگیرد و به مسجد رود و دو رکعت نماز بخواند و براى رفع اندوه خود، خدا را بخواند؟ مگر نشنیده اید که خداوند مى فرماید: از صبر و نماز یارى بجویید( فضل بن حسن طبرسى، مجمع البیان، ج 1، ص 100).

معنویت بر عملکرد سیستم ایمنی تاثیر می‌گذارد. معنویت ، ایمان ، حضور در مکان‌های مذهبی عملکرد سیستم ایمنی را به طریقی که قابل سنجش باشد مانند افزایش گلبول‌های سفید خون، بهبود می بخشد. در مورد سلامت، زمانی که بدن احساس امنیت می‌کند و در آرامش قرار دارد، سیستم عصبی قادر است آرامش خود را حفظ نموده و طبیعی باشد، بنابراین سیستم ایمنی قادر است بهتر عمل کند. در واقع در این حالت همه اعضای بدن در مقابله با بیماری‌ها موفق‌ترند. « منبع : مؤسسه تحقیقات و نشر معارف اهل البیت علیهم السلام ».

«دفع مریضی با صدقه»

به حسب آنچه در روایات آمده است صدقه هفتاد نوع بلا را دفع می کند لکن باید توجه داشت بیشتر اوقات عدد هفتاد ویا هفتاد هزار ومانند آن اعداد تکثیری است یعنی برای بیان کثرت است نه اینکه خصوص هفتاد ونه بیشتر وکمتر مراد باشد , در هر صورت برخی موارد آن که در روایات آمده جذام وبرص ومرگ ناگهانی است لکن تمامی موارد ان در روایات نیامده به صورت کلی هم در روایات آمده که صدقه مریضی را دور میکند با توجه به این روایات معلوم میشود عدد هفتاد تکثیری است وخصوصیتی ندارد وهر مرضی را میشود باصدقه دور کرد به روایات ذیل توجه کنید :

رسولُ اللَّهِ صلى الله علیه وآله : الصَّدَقَةُ تَمنَعُ سَبعینَ نَوعاً مِن أنواعِ البَلاءِ ، أهوَنُها الجُذامُ والبَرَصُ - پیامبر خدا صلى الله علیه وآله می فرمایند: صدقه ، هفتاد نوع بلا را دفع مى‏کند که ساده‏‌ترین آنها جذام و پیسى است .

همچنین در روایتی دیگر می فرمایند: تَصَدَّقُوا وداوُوا مَرضاکُم بالصَّدَقَةِ ؛ فإنَّ الصَّدَقةَ تَدفَعُ عنِ الأعراضِ والأمراضِ ، وهِیَ زیادَةٌ فی أعمارِکُم وحَسَناتِکُم - پیامبر خدا صلى الله علیه وآله : صدقه بدهید و بیماران خود را با صدقه درمان کنید ؛ زیرا صدقه از پیشامدهاى ناگوار و بیماریها جلوگیرى مى‏کند و بر عمر و حسنات شما مى‏افزاید . امیر المؤمنین (ع) نیز در روایتی زیبا می فرمایند: الصَّدَقةُ دَواءٌ مُنجِحٌ - صدقه ، دارویى مؤثر است. پس با صدقه دادن در صورتی که مصلحت الهی در بهبودی باشد نیز می توان بیماری را دوا نمود.

 




موضوع مطلب :


سه شنبه 92 شهریور 19 :: 10:17 صبح ::  نویسنده :

بنام خدا

 

سوال ) آیا در قرآن یا حدیث از چادر به عنوان حجاب برتر نام برده شده است؟ آیا مانتو و روسری نمی تواند پوشش کامل باشد؟

جواب ) قرآن مجید خطاب به پیامبرش فرمود: "به زنان و دختران خود و زنان مؤمنان بگو که: خویشتن را با "جلباب" بپوشند که این کار برای این که به عفت شناخته میشوند و از تعرض محفوظ میمانند، برای آنان بهتر است".(1) بعضی از مفسّران جلباب را پوششی فراگیر معنا کرده‏اند که از بالای سر تا پایین پا را میپوشاند و چیزی در حدود اندازه چادر است.(2) البته دیدگاه دیگر جلباب را پوشش تا زانو(3) و دیدگاه سوم جلباب را مقنعه میداند.(4) بر اساس دیدگاه اوّل میتوان گفت: قرآن از چادر یا چیزی مانند آن که تمام بدن را بپوشاند، به عنوان حجاب برتر نام برده است. علاوه بر این: درباره پوشش حضرت فاطمه(ع) هنگام خروج از منزل و رفتن به مسجد برای دفاع از فدک، همین پوشش نقل شده است.

حضرت فاطمه(ع) مقنعه خویش را بر سر و جلباب بر تن کردند؛(5) یعنی پوششی که تمام تن را از سر تا قدم فرا میگرفته است.

علاوه بر این عقل نیز بر برتر بودن چادر حکم میکند، چون اندام بدن با چادر بهتر محفوظ میماند. شاید با استفاده از این موارد و احادیث دیگر، فقهای بزرگوار بر حجاب برتر بودن چادر تصریح نموده‏اند.

البته پوشش کامل با مانتو و روسری نیز میتواند مورد استفاده قرار گیرد، ولی حجاب برتر نیست، زیرا هر چند با مانتو و روسری پوشش صورت میگیرد، ولی باز حجم بدن مشخص است. با مقایسه با چادر، قطعاً چادر برتری دارد.

آنچه مهم است، مراقبت زن از خود و حجاب و عفت خویش به جهت ایجاد جامعه سالم است. آن چه که بهتر بتواند این هدف را تأمین کند، برتر است، در عین حال در صورت لزوم زن باید با حفظ عفت و حجاب، نقش اجتماعی خود را به خوبی انجام دهد. البته شیک پوشی و تمیز و مرتب بودن از خصلت زنان است و خصلت بسیار خوبی است که خدا در وجود زنان قرار داده تا بر جذابیت آنان افزوده شود، لیکن باید در کوچه و خیابان و در منظر مردان نامحرم طوری رفت و آمد کنند که همراه با متانت و عفت بوده و باعث گناه و معصیت الهی نشوند یا طمع در دل های بیمار ایجاد کند.

پی نوشت‏ها:

1. احزاب (33) آیه 59.

2. ر.ک: علامه طباطبایی، المیزان؛ شیخ طوسی، تفسیر تبیان.

3. المصباح المنیر، ریشه جلب.

4. راغب اصفهانی، مفردات، ریشه جلب.

5. طبرسی، الاحتجاج، ج 1، ص 98.

 

منبع : سایت تبیان

 




موضوع مطلب :


سه شنبه 92 شهریور 19 :: 10:15 صبح ::  نویسنده :

بنام خدا

 

سوال) آرایش بانوان در اسلام چه حکمی دارد؟


جواب ) اگر زینت محسوب شود باید از نامحرم پوشیده شود.


از نظر اسلام زن فقط میتواند برای شوهر و محارمش زینت کرده و خود را آرایش دهد؛ اما در هنگام بیرون رفتن از منزل و بین نامحرمان این کار جایز نیست و باید خود را کاملاً بپوشاند و اگر عمدا برای نامحرم باشد کار حرام مرتکب شده و گناه بزرگی کرده است. در بعضی از روایات آمده است «اگر زن هنگام رفتن بیرون خودش را معطر کند و بوی بدنش به مشام نامحرم برسد، مورد لعن و نفرین خدا و ملائکه واقع میشود و باید بعد از برگشتن توبه نماید». و مستحب است قبل از توبه غسل هم بکند و بین اقسام و موارد آرایش فرقی نیست؛ چه برای چشم باشد و چه ابرو و....

در این حکم بین دوشیزگان و بانوان تفاوتی نیست.

منبع : سایت تبیان




موضوع مطلب :


سه شنبه 92 شهریور 19 :: 10:12 صبح ::  نویسنده :

بنام خدا

 

تذکر: پوشش غیر از حجاب است حجاب یعنی در حجاب بودن است

 

احکام پوشش

مسأله 638.بدون شک حجاب از مسلّمات اسلام است، و تمام فقهاى اسلام در آن اتّفاق نظر دارند، و هرگونه بدحجابى و بى حجابى بر خلاف شریعت مقدّسه است.

مسأله 639. انتخاب چادر مشکى براى زنان مکروه نیست. و استفاده از رنگهاى ساده دیگر، مادام که منشأ مفاسدى نشود، جایز است; البته رنگهاى سنگین بهتر است.

مسأله 640. پوشیدن لباسهاى زینتى حرام است و منظور از لباس زینتى این است که عرف آن را لباس زینت مى خوانند، ولى مانتوهاى معمولى زینتى نیست، و لباسى که تمام بدن جز صورت و کفّین رابپوشاند کافى است; هر چند چادر محفوظ تر و شایسته تر است.

مسأله 641.مقدار پوشش، در برابر زنان غیر مسلمان آن است

که زنان مسلمان که بدن خود را در برابر زنان غیر مسلمان برهنه

نکنند.

مسأله 642. حجاب براى حفظ شخصیّت زن، وجلوگیرى از انحراف و گسترش فساد در جامعه اسلامى است. و همان گونه که اصل پوشیدن لباس براى زنان و مردان منافات با آزادى آنها ندارد، حجاب نیز چنین است.

مسأله 643. دست دادن زن با مرد نامحرم با دستکش جز در موارد

صفحه 165

ضرورت جایز نیست مشروط بر این که فشار ندهد.

مسأله 644. نگریستن به مرد نامحرم هرگاه نظر از روى شهوت نباشد، اشکالى ندارد.

مسأله 645.زنان مى توانند به قسمتهایى از بدن بچه هاى غیر بالغ که معمولاً پوشانیده نمى شود نگاه کنند. و نگاه به عورت بچه غیر ممیز اشکالى ندارد، و مادران در موارد ضرورت مى توانند آن را جهت شستشو یا غیر آن لمس کنند.

چند مسئله متفرّقه

مسأله 646. آرایشگرى خانمى را آرایش مى کند و مى داند آن خانم با وضعیت نامناسب در اجتماع رفت و آمد مى نماید، پولى که از آرایشگر دریافت مى کند حلال است; لکن آن خانم، که خود را در معرض دید نامحرمان قرار مى دهد، گناهکار است.

مسأله 647. رانندگى اتومبیل براى زنان با حفظ حجاب اسلامى و جهات شرعى دیگر، مانعى ندارد.

مسأله 648. خروج زن از منزل براى انجام واجبات، مثل تشرّف به حجّ واجب، و مراجعه به دکتر، و صله رحم به مقدار لازم، و شرکت در جلسات در مواردى که اگر به مجالس دینى و مساجد نرود، از اسلام دور مى ماند، و تعالیم لازمه اسلامى را فرا نمى گیرد، و اخلاق اسلامى را ترک مى کند، یا در آن ضعیف مى شود، منوط به اجازه شوهر نیست; بلکه در چنین شرایطى شرکت در مراسم مزبور، براى بانوان مانعى ندارد، هر چند شوهر راضى نباشد.

مسأله 649. یکى از مواردى که نجس بودن لباس نمازگزار جایز است لباسهاى کوچک نمازگزار، مانند جوراب است، ولى جورابهاى بلند که گاهى بجاى شلوار از آن استفاده مى شود مشمول این حکم نیست.

گفتگو با نامحرم

مسأله 650. گفتگو با زن نامحرم در صورتى که به طور عادى باشد مانعى ندارد.

مسأله 651. گفتگو با مردان نامحرم در حدود سخنان عادى، مشروط به این که منشأ فسادى نباشد جایز است.

مسأله 652. مرد و زنى که مى خواهند با یکدیگر ازدواج کنند، مى توانند به مقدار لازم در جلسه اى بنشینند ویکدیگر را ببینند وبا یکدیگر صحبت کنند. واگر در یک جلسه مقصود حاصل نشد، مى توانند در چند جلسه با هم بنشینند و صحبت کنند، و سپس تصمیم بگیرند.

مسأله 653. مکالمه تلفنى پسر و دختر و مراوده طرفین جهت دوستى جایز نیست; مگر به مقدارى که براى تحقیق در ازدواج ضرورت دارد.

مسأله 654. اگر زن و مرد در مکانى هستند که معمولاً هیچ کس

صفحه 167

رفت و آمد نمى کند، خلوت با اجنبیّه محسوب مى شود. و خلوت با اجنبیّه، حتى اگر فکر مى کنند به حرام نمى افتند حرام است.

مسأله 655. گاه دانشجوى پسرى در بین عدّه اى دانشجوى دختر، ویا بالعکس درس مى خواند، با توجه به این که اگر با این شرایط تحصیل را ادامه ندهد متضرّر مى شود اگر موجب کار حرامى نمى شود اشکالى ندارد; ولى سزاوار است مسؤولین کشورهاى اسلامى برنامه اى براى جداساختن مراکز تحصیلى پسران و دختران تنظیم کنند.

مسأله 656. شنیدن صداى زن نامحرم، در صورتى که به قصد لذّت نباشد و سبب انجام گناه نشود اشکالى ندارد; ولى زن نباید لحن صداى خود را طورى کند که هوس انگیز باشد.

مسأله 657. خانمهایى که در مجالس زنانه مداحى یا روضه خوانى با آهنگ مى کنند اگر متوجه شوند که مرد یا بچه هایى که خوب و بد را مى فهمند صداى آنها را مى شنود لازم است احتیاطا، صداى خود را آهسته تر کند و یا بدون تکیه بر صوت بخواند.

مسأله 658. اگر زن با صوت قرآن بخواند، مرد نامحرم نمى تواند با قصد لذت یا خوف وقوع در حرام به آن گوش دهد و بین نوار و غیر نوار فرقى نمى کند.

صفحه 168

عکس

مسأله 659. عکس برداشتن مرد از زن نامحرم حرام نیست ولى اگر براى عکس برداشتن مجبور شود که به بدن او غیر از صورت و دستها نگاه کند یا دست به بدن او بزند حرام است و اگر زن نامحرمى را بشناسد، و آن زن مقید به حجاب شرعى باشد نباید به عکس بدون حجاب او نگاه کند.

مسأله 660. دیدن عکس زنان بدون حجاب غیر مسلمان، بدون قصد لذّت در صورتى که نترسد که به حرام بیفتد اشکال ندارد. و بنابر احتیاط جاهایى را که مثل ران و شکم معمولاً مى پوشانند به هیچ وجه نگاه نکند.

مسأله 661. عکس گرفتن از زنان به وسیله زنان اشکال ندارد، اما اگر این کار براى آن باشد که عکسها را در اختیار نامحرمان قرار دهد، کار او حرام است .

مسأله 662. نگاه کردن به فیلمهاى مبتذل، که موجب فساد خود انسان یا خانواده اش مى شود، جایز نیست و باید از نگاه کردن به آن خوددارى کرد.

مسأله 663. نگاه به قصد لذت به شناگران ولو غیر مسلمان حرام مى باشد.

مسأله 664. نگاه به فیلمهاى خارجى با بدنهاى عریان در صورتى

صفحه 169

که خوف افتادن به حرام داشته باشد جایزنیست و نیز نگاه کردن به جاهایى که معمولا پوشانده مى شود مطلقا حرام است چه قصد لذت داشته باشد یا نداشته باشد .

اختلاط زن و مرد

مسأله 665. احتیاط واجب آن است که مرد و زن نامحرم در محلّ خلوتى که کسى در آنجا نیست و دیگرى هم نمى تواند وارد شود، نمانند; اگر در آنجا نماز بخوانند نماز آنها اشکال دارد.

مسأله 666. در کلاسهائى که هم اساتید مرد و هم اساتید زن، تدریس مى کنند، نگاه کردن دانشجویان مرد به استاد زن و بالعکس

- در صورتى که نگاه هوس آلود نباشد ـ در مورد وجه و کفّین اشکالى ندارد.




موضوع مطلب :


سه شنبه 92 شهریور 19 :: 7:37 صبح ::  نویسنده :

بنام خدا

 

فرهنگ دعا

همان گونه که هر رشته تحصیلی، نیاز به ممارست و تلاش علمی دارد همان گونه که هر ابزاری فرهنگ استفاده خود را می‌طلبد، استفاده از کتب دعا هم فرهنگ و آداب خود را دارد. ما به دعا کردن تشویق شده‌ایم. خدا به ما فرموده من را بخوانید تا اجابت کنم شما را. اما این همه راه نیست. یعنی اجابت به معنی اون چیزی نیست که می خواهیم. هر کسی در زندگی خود به یاد می آورد دعاهایی که می کرده و بر استجابت اصرار داشته ولی الان خدا را شکر می کند که آن دعایش مستجاب نشده. 1. خانمی می گفت دعا می کردم پسر عمه ام همسرم شود و وقتی نشد با خدا هم قهر کردم. الان می‌بینم که معتاد است. 2. دختر می‌گفت در دانشگاه از استاد جوانی خوس می‌آمد از خدا می‌خواستم شوهرم شود ولی او با دوستم ازدواج کرده الان دوستم می‌گوید او با دختران زیادی سر و سرّی دارد. 3. آقایی می‌گفت دعا می‌کردم در فلان رشته قبول شوم و نشدم به اجبار وارد رشته دیگری شدم و دیدم متناسب با ذوق و استعدادم هست خدا را شکر می‌کنم که دعایم قبول نشد 4. مدتی قبل خودم مادرم را به چشم پزشکی بردم دکتر گفت باید سریع چشمش عمل شود گفتم ایشان ناراحتی قلبی دارند گفت باید از پزشکش اجازه بگیرید برای بیهوشی. دعا کردم که ایشان وقت خالی داشته باشد تا نوبت بزنم ولی ایشان قبول نکردند . از این که نتوانسته بودم نوبت بزنم خیلی ناراحت شدم بعد از آن روحانی‌ای چشم پزشک حاذقی را به من معرفی کرد وقتی رفتم او گفت اصلا نیاز به عمل ندارد و با دارو قابل درمان است. 5. یکی از علمای بسیار بزرگ می‌گفت وقتی کوچک بودم دایی‌ام من را به حوزه علیمه برد استادم سخت گیر بود هر روز دعا می‌کردم که‌ای کاش استادم بمیرد تا از شرّ درس راحت شوم بعد گفتم اگر استاد هم بمیرد دایی‌ام من را به مدرسه دیگری می‌برد از آن به بعد دعا می‌کردم دایی‌ام بمیرد. در حدیث داریم در دعا ما باید برای خدا تکلیف مشخص نکنیم یعنی صلاح کار را به علم بی نهایت، لطف و مهر بی حد و حکمت ناپایان خدا واگذاریم. چیزی که هست این است که براساس کریم بی نهایت الهی و عشق بی شرط به بندگان و جوشش فیض بی حساب خدا همه دعای ما حتماً مستجاب می‌شود اما استجابت براساس حکمت و لطفش به یکی از امور زیر است: 1. رسیدن به خواسته. 2. دفع بلای بزرگ از زندگی 3. ذخیره آخرت( که ماندگارتر و با برکت تر است) 4. بخشش گناهان بنابراین 1. بدون این که ذهنتان را درگیر او کنید دعا کنید که خدایا اگر ایشان فرد مناسبی هستند مهر من را به دلشان بینداز وگرنه بلا را از من دفع کن 2. خداوندا مرا آن ده که آن به 3. این آیه را زمزمه کنید: 4. وَعَسَى أَن تَکْرَهُواْ شَیْئًا وَهُوَ خَیْرٌ لَّکُمْ وَعَسَى أَن تُحِبُّواْ شَیْئًا وَهُوَ شَرٌّ لَّکُمْ وَاللّهُ یَعْلَمُ وَأَنتُمْ لاَ تَعْلَمُونَ بقره/216 شاید چیزی را، ناخوش بدارید و در آن خیر شما باشد و شاید چیزی را دوست داشته باشید و به رایتان ناپسند افتد خدا می‌داند و شما نمی‌دانید. Fighting is enjoined on you, and h is an object of dislike to you; and it may be that you dislike a thing while it is good for you, and it may be that you love a thing while it is evil for you, and Allah knows, while you do not know.




موضوع مطلب :


سه شنبه 92 شهریور 19 :: 7:35 صبح ::  نویسنده :

بنام خدا

 

چشمانم را باز بگذارید تا همگان بدانند که با چشمان باز در این راه قدم گذاشته و با چشم باز به شهادت رسیده ام. دهانم را باز بگذارید تا بدانند که تا آخرین لحظه ندای الله اکبر بر زبانم داشته ام. مشتانم را گره کرده بگذارید تا بدانند که با شهید شدنم مشتی بر دهان آمریکا کوبانده ام. شهید محمدرضا سوری




موضوع مطلب :


سه شنبه 92 شهریور 19 :: 7:34 صبح ::  نویسنده :

 

بنام خدا

 

سوال ) آیا بالا بستن موها از زیر روسری یا چادر اشکال دارد؟  

 
جواب )  بستن موها زیر پوشش و حجاب به شکلی که بر آمدگی روی سر ایجاد کند فی نفسه اشکالی ندارد مگر اینکه در مکان یا موقعیتی موجب جلب توجه نامحرم گردد یا مفسده دیگری ایجاد کند مثلا تحریک زا باشد


  استفتاء از دفتر آیت الله خامنه ای در قم




موضوع مطلب :


سه شنبه 92 شهریور 19 :: 7:32 صبح ::  نویسنده :

بنام خدا

 

امام رضا( ع) :  

لَتَاءمُرُنَّ بِالْمَعْرُوفِ، وَلَتَنْهُنَّ عَنِ الْمُنْکَرِ، اَوْلَیَسْتَعْمِلَنَّ عَلَیْکُمْ شِرارُکُمْ، فَیَدْعُو خِیارُکُمْ فَلا یُسْتَجابُ لَهُمْ.( الدّرّة الباهرة ، ص 38، س 3، بحار، ج 75، ص 354، ح 10.)


 باید هر یک از شماها امر به معروف و نهى از منکر نمائید وگرنه شرورترین افراد بر شما تسلّط یافته و هر چقدر که خوبانِ شما، دعا و نفرین کنند مستجاب نخواهد شد.




موضوع مطلب :


<   1   2   3   4   5   >>   >